جمعه 4 مهر 1399   10:05:49
پاکباز عرصه عشق ـ مجموعه خاطرات شهید سرلشکر منصور ستاری

منحرف کردن میگ23 دشمن با یک جمله انگلیسی / شهید ستاری بسیار باهوش بود



«شهید ستاری در میدانهای جنگ بارها تا مرز شهادت پیش رفت و پیوسته در طلب شهادت بود. او شب و روز نمی شناخت و تمامی لحظات زندگی خود را وقف خدمت به اسلام و نظام اسلامی کرده بود.»

مقام معظم رهبری

 

شهید سرلشکر منصور ستاری در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین دیده به جهان گشود، وی پس از اخذ دیپلم در سال 1346 وارد دانشکده افسری شد و در سال 1350 برای گذراندن دوره علمی کنترل رادار به کشور آمریکا اعزام شد. در خلال جنگ تحمیلی طرح ها و ابتکارات زیادی در تجهیز سیستم های راداری و پدافندی به اجرا گذاشت. وی به علت لیاقت و کاردانی و شایستگی در بهمن ماه 1365 با درجه سرهنگی به سمت فرماندهی نیروی هوایی ارتش منصوب شد و تا هنگام شهادت (15 دیماه 1373) عهده دار این مسئولیت بود.

در این بخش قصد داریم شما خوانندگان گرامی را با مجموعه خاطرات و زندگینامه این شهید والامقام که برگرفته از کتاب پاکباز عرصه عشق است، آشنا کنیم.

 

خاطره ای از تیمسار خلبان اکبر توانگریان

در طول جنگ تحمیلی همیشه رادار بندر امام و صنایع پتروشیمی ما، از اهداف مهم و استراتژیک دشمن به حساب می آمد. تقریباً هر چند روز یک بار به این اهداف حمله هوایی می شد.

یک روز، من خلبان «آلرت» (آماده) پایگاه بودم. آژیر حمله هوایی کشیده شد، بلافاصله سوار هواپیما شدم و طبق مشخصات جغرافیایی که رادار بندر امام از موقعیت هواپیماهای دشمن برایم مشخص کرده بود، به پرواز درآمدم.

در آن زمان، سرگرد ستاری افسر کنترل شکاری رادار بود. او با توجه به فاصله کمی که هواپیماهای دشمن با بندر امام داشتند، خطر را احساس کرده بود و مرتب به من می گفت:

ـ بجنب دارند می آیند!

من کاری از دستم برنمی آمد و فقط در جواب می گفتم:

ـ با حداکثر سرعت دارم می آیم.

جناب ستاری با آگاهی از موقعیت من و هواپیماهای دشمن به این نتیجه می رسد با سرعتی که پرواز می کنم، هرگز به هواپیماهای دشمن نخواهم رسید و آنها بمب های خودشان را خواهند زد. لذا به زبان انگلیسی در «چانال گارد» (کانالی که تمام گیرنده های موجود در هوا و زمین می توانند آن صدا را بگیرند) گفت:

ـ خوب داری می آیی، الان ده مایل با میگ 23 دشمن فاصله داری، قبل از اینکه به هدف برسند تو آنها را خواهی زد.

من در لحظه اول با شنیدن صدای جناب ستاری شک کردم، چون ما در مأموریت ها مجاز نبودیم به زبان انگلیسی صحبت کنیم، ضمناً من با هواپیماهای دشمن بیش از 30 مایل فاصله داشتم. حس کردم او می خواهد هواپیماهای دشمن به نحوی صدای او را بشنوند و آنها را منحرف کند.

در جوابش به انگلیسی گفتم:

ـ بله، هواپیماهای دشمن را دارم. اولین هواپیما را روی رادار گرفته ام. فاصله ام 9 مایل است و دارم به آنها می رسم.

هواپیماهای دشمن که صدای من و جناب ستاری را گرفته بودند بلافاصله دور زدند و برگشتند. من به دنبالشان بودم و تا نزدیک مرز آنها را دنبال کردم. آن روز با شگرد خوب و بجایی که نشأت گرفته از هوش و ذکاوت شهید ستاری بود باعث شد هیچ آسیبی به منطقه نرسد.


https://www.aja.ir/portal/picture/?87501/k1

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ