جمعه 2 اسفند 1398   04:28:15
عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر

تدابير عملياتي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران و نحوه اجراي عمليات بيت‏المقدس

 مقدمه:

با پيروزي‌هاي پي‌درپي عمليات «ثامن‌الأئمه» درآزاد ساختن جزيره آبادان و «طريق‌القدس» در آزادسازي سوسنگرد و بستان و فراهم آوردن شكاف ژرف ميان لشكر يكم مكانيزه و لشكر نهم زرهي ارتش عراق از يكسو، لشكر پنجم مكانيزه و لشكر نهم زرهي ارتش عراق از سوي ديگر، توان پدافندي دشمن درخوزستان پاره‏پاره شد و چنين شد كه عمليات «فتح‌المبين» درشمال خوزستان با پيروزي به پايان رسد و تنها نگراني بزرگ فراروي ارتش جمهوري اسلامي ايران، بخش خرمشهر و جنوب‌غربي استان خوزستان بود كه مي‏بايستي از زير چكمه‏هاي سربازان ارتش عراق آزاد شود.

به منظور وحدت در فرماندهي عمليات، به فرمان فرماندهي كل قوا در تاريخ 31/01/1361 قرارگاه كربلا به‌گونه‌اي تركيبي از سامانه فرماندهي ارتش و سامانه فرماندهي سپاه پاسداران به نام قرارگاه فرماندهي مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در خاك خوزستان پاي گرفت.

قرارگاه كربلا در اندازه يك ارتش و چهار قرارگاه عملياتي زميني ديگر هر يك در اندازه يك سپاه تحت امر فرماندهي قرارگاه كربلا با نام‌هاي قرارگاه «نصر» «فتح» «فجر» و «قدس» هر يك با دو فرمانده يكي از ارتش و ديگري از سپاه سازماندهي گرديدند. براي فراهم نمودن فرماندهي در بخش عمليات هوايي در اين عمليات (TACC) قرارگاه پنجمي نيز با نام ستاد ويژه عمليات هوايي(جنوب) و با دستور نبرد «شبح-3» در اندازه يك سپاه در پايگاه هوايي دزفول آغاز به‌كار نمود.

  • فرماندهان قرارگاه نصر، سرهنگ پياده حسين حسني‌سعدي و آقاي حسين باقري افشردي.
  • فرماندهان قرارگاه فتح، سرهنگ زرهي مسعود نياكي و آقاي رشيد علينور.
  • فرماندهان قرارگاه قدس، سرهنگ زرهي سيروس لطفي و آقاي احمد غلامپور بودند.
  • فرمانده قرارگاه ويژه عمليات هوايي جنوب (رئيس ستاد با واگذاري اختيار فرماندهي) سرهنگ خلبان بهرام هشيار.

 

سازمان رزمي ايران در عمليات بيت‏المقدس:

الف. نيروي زميني:

الف. قرارگاه قدس:

اين قرارگاه در جنوب غرب سوسنگرد بر پا شد و تيپ يكم، دوم و سوم از لشكر16 زرهي را تحت امر خود داشت و سرهنگ زرهي سيروس لطفي فرمانده قرارگاه خود فرمانده لشكر16 زرهي بود كه تيپ 58 تكاور نيز تحت امر اين فرمانده براي عمليات به او واگذار گرديده بود، در كنار اين لشكر، لشكر1 پياده سپاه پاسداران نيز سازمان يافته بود.

ب. قرارگاه فتح:

اين قرارگاه در جايگاه مياني جبهه نبرد خوزستان، جنوب فارسياب بر پا شد كه تيپ يكم، تيپ دوم و تيپ سوم زرهي از لشكر92 زرهي اهواز را تحت امر خود داشت، تيپ55 هوابرد، تيپ37 زرهي و گردان151 دژ نيز به آن‏ها افزوده شده بود. فرمانده اين لشكر «سرهنگ زرهي مسعود منفرد نياكي» بود كه در كنار اين لشكر تقويت شده، تيپ 25 كربلا از سپاه نيز سازماندهي شده بود.

ج. قرارگاه نصر:

اين قرارگاه در دارخوين و مارد بر پا شده بود كه تيپ يكم پياده، تيپ دوم پياده، تيپ3 پياده، تيپ4 زرهي و تيپ23 نوهد تحت امر آن گذاشته شده بود و فرمانده لشكر21 پياده، سرهنگ حسني سعدي پاسخگوي عمليات گرديد. يگان‌هاي سازمان داده شده مردمي و سپاه نيز دركنار اين لشكر سازماندهي شدند.

ب. نيروي هوايي:

د. قرارگاه هوايي:

اين قرارگاه كه با دستور عملياتي «شبح-3» با نام «قرارگاه ويژه عمليات هوايي» همطراز ديگر قرارگاه‏هاي سه‏گانه پيش گفته وارد كارزار شده بود بايد در چهار زمينه از عمليات كربلاي3 پشتيباني هوايي را به كار مي‌بست.

1– فراهم نمودن آتش پشتيباني هوايي:

يگان‌هاي آتش پشتيباني:

گردان31 جنگنده بمب‌افكن «اف-4اي» پايگاه سوم شكاري همدان، گردان‌هاي41 و 42 شكاري (بمب‌افكن و رهگير «اف-5اي» پايگاه چهارم شكاري دزفول، گردان‌هاي61و62 شكاري (جنگنده بمب‌افكن و رهگير «اف-4اي») پايگاه ششم شكاري بوشهر، گردان 11 شكاري (جنگنده بمب‌افكن) پايگاه يكم شكاري مهرآباد تهران.

2– فراهم نمودن پدافند هوايي صحنه نبرد:

يگان‌هاي پدافند هوايي:

گردان‌هاي81 و82 جنگنده رهگير «اف-14»، اسكادران71 (گروه) جنگنده رهگير «اف-14»، گروه پدافندهوايي دزفول، گروه يكم از گردان32 شكاري همدان گسترش يافته به پايگاه هوايي دزفول، گروه پدافند هوايي اهواز.

3– فراهم نمودن اطلاعات و هشدارهاي راداري از يورش‌هاي هوايي دشمن:

يگان‌هاي اطلاعات عملياتي و هشدارهاي راداري:

اسكادران 11 شكاري شناسايي «آر اف-4اي»، گردان اطلاعات و شناسايي الكترونيكي «گروه شناسايي ايلام، سربندر و بهبهان و هواپيماي خفاش»، گروه پدافند هوايي مهرآباد، گروه پدافند هوايي همدان، گروه پدافند هوايي بوشهر و گردان P3F شناسايي شيراز.

4– فراهم نمودن خدمات پشتيباني رزمي هوايي مانند ترابري هوايي كاركنان نيروهاي رزمنده زميني و جابجايي ادوات و ساز و برگ نظامي يگان‌ها.

يگان‌هاي خدمات پشتيباني رزمي:

گردان11 ترابري هوايي هركولس«C-130» و گردان12 ترابري هوايي سوخت‏رسان هوايي (بويينگ707 و بويينگ747) و گردان ترابري سبك فرندشيپ  (F-27) در تهران، گردان71 و 72 ترابري هوايي هركولس(C-130) در شيراز.

 

سازمان رزمي عراق در عمليات بيت‏المقدس:

الف. نيروي زميني

(1) لشكرهاي اصلي ارتش عراق:

لشكردهم زرهي درغرب دزفول (پس رانده شده درعمليات فتح‌المبين)، لشكريكم مكانيزه درغرب شوش(پس رانده شده درعمليات فتح‌المبين)، لشكرنهم زرهي درغرب سوسنگرد و شمال غرب اهواز (پس رانده شده در عمليات طريق‌القدس)، لشكرپنجم مكانيزه در جنوب غرب اهواز و غرب كارون در شمال آبادان، لشكرسوم زرهي در خرمشهر و شمال جزيره آبادان تا غرب ماهشهر (پس رانده شده تا غرب كارون در عمليات ثامن‌الأئمه).

(2) تيپ‌ها و گردان‌هاي جدا شده از ديگر لشكرها و يا تيپ‏هاي مستقل:

تيپ دهم مستقل زرهي با تانك‌هاي پيشرفته «T-72»، تيپ17 زرهي (جدا شده از لشكردهم زرهي)، تيپ 33 نيروي مخصوص،‌ تيپ 16 زرهي (جدا شده از لشكر6 زرهي)، تيپ30 زرهي (جدا شده از لشكر6 زرهي).

ب. نيروي هوايي:

(1) پايگاه هوايي كوت در استان «ميسان»:

گردان ميراژ «F-1»، اسكادران «سوخوي-22»، گردان «ميگ-23 فلاگن»، گردان «ميگ-21فيشبد».

(2) پايگاه هوايي شعيبيه در استان «بصره»:

اسكادران ميراژ «F-1»، گردان «ميگ-23فلاگن»، گردان «ميگ-23فلاگن».

(3) پايگاه هوايي ناصريه در استان «الانبار»:

گردان «ميگ-23فلاگن» جنگنده بمب‌افكن و رهگير، گردان «ميگ-21فيشبد» جنگنده رهگير.

 

تدبير عملياتي عراق در عمليات بيت‏المقدس و روش مقابله ايران با آن:

تنها راه كار فرماندهان ارتش دشمن در جلوگيري از شكست و گريختن نيروهاي زميني خود اين بود كه از ناتواني و كاستي نيروي‌زميني ارتش ايران در نداشتن پدافند موشكي صحنه نبرد استفاده كند و با بمباران‌هاي پي‌در‌پي آستانه پذيرش و تحمل نيروهاي زميني ايراني را آنقدر كم كند كه نااميد شوند و ميل به جنگيدن در آنها فروكش كند كه اين ترفند نيز با فراهم آوردن پدافند هوايي فراگير صحنه با به كارگيري خلبانان جنگنده رهگير «اف-14» و موشك‌هاي «فنيكس»، ناكام گرديد. نيروي هوايي در همان عمليات «نصر» و در پي آن عمليات «ثامن‌الأئمه» به اين كاستي آرايش صحنه در نيروي زميني آگاهي يافته بود، بي‏درنگ يگان‌هاي پروازي اصفهان و شيراز (گردان‌هاي81 و82 و اسكادران71) را چنان سازماندهي نمود كه خلبانان بتوانند همواره در آسمان منطقه، در هر گوشه‌اي از صحنه، پدافند موشكي صحنه نبرد را با موشك‌هاي فنيكس خود به كار بندند. درعمليات «كربلاي1» «طريق‌القدس» و همچنين در «كربلاي2» «فتح‌المبين» خلبانان جنگنده رهگير «اف-14» توانستند نيروي هوايي دشمن را در نابرابري توان و تاكتيك هوايي از نگاه بمباران هوايي يگان‌هاي خودي بگذارند و پايان كار بسيار درخشان بود به گونه‌اي كه 19 فروند هواپيماي دشمن سرنگون شد و فرو ريخته شدن بمب بر يگان‌هاي خودي بسيار كم بود. اكنون در عمليات «بيت‌المقدس» سرهنگ هشيار رئيس ستاد قرارگاه ويژه عمليات هوايي جنوب اين گونه تصميم گرفته بود كه با همان شيوه‌اي كه نيروي هوايي دشمن را فلج كرده بود كار كند.

 

تدابير عملياتي نهاجا قبل از شروع عمليات بيت‏المقدس:

الف. آتش پشتيباني:

با هماهنگي كه ميان فرمانده قرارگاه كربلا (سرهنگ صياد شيرازي) و رئيس ستاد قرارگاه ويژه عمليات هوايي جنوب (سرهنگ بهرام هشيار) شده بود، در دستورعملياتي «شبح-3» شمار20 سورتي بمباران هوايي در روشنايي روز پيش‌بيني شده بود و هماهنگي اين‌گونه بود كه بمباران‌ها هنگامي باشد كه لشكرهاي 16 ، 92 زرهي و 21 و 77 پياده نيروي‌زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران از سنگرهاي خود خارج شده و در حال پيشروي به سوي دشمن باشند تا بدينسان آتش توپخانه دشمن به خاموشي گرايد. اما چنانچه در سنگرهاي خود بودند و پدافند و مانوري درپي نبود، در آن هنگام تنها براي شكستن محاصره و قطع خطوط مواصلاتي 8 سورتي پرواز در روز پيش‌بيني شده بود.

به دستور سرهنگ هشيار از تاريخ 06/01/1361 تا 13/01/1361 عمليات بمباران مواضع دشمن در موقعيت‏هاي مختلف صورت گرفت و پس از هر نوبت بمباران، عكس‏هاي هوايي به منظور بررسي چگونگي كيفيت بمباران گرفته شد. نتيجه تا اين‏جاي كار بسيار خوب بود و راه را براي حمله گسترده قرارگاه نصر هموار ساخت.

ب. پدافندهوايي صحنه:

در بخش پدافند هوايي صحنه، هماهنگي‌ها بر اين بود كه گردان‌هاي جنگنده رهگير «اف-14» از زمان برآمدن روشنايي روز تا فرو رفتن آفتاب به همراه سوختگيري در هوا برفراز قرارگاه كربلا براي پوشش دادن به يگان‌هاي قرارگاه‏هاي قدس، فتح و نصر و فجر پرواز كنند و از نزديك شدن جنگنده‌هاي دشمن به آسمان عمليات جلوگيري كنند و گردان‌هاي «اف-4اي» و «اف-5اي» نيز فضاهاي خالي خط پدافندي را پر مي‌ساختند.

ج. اطلاعات عملياتي و هشدارهاي راداري:

دراين بخش، از پانزده روز پيش از آغاز عمليات با درخواست قرارگاه كربلا بايد عكس هوايي گرفته مي‌شد و اطلاعات جابه‏جايي يگان‌هاي خودي و دشمن در صحنه فراهم مي‌گرديد.

خلبانان هواپيماي خفاش نيز كه به جمع‌آوري اطلاعات راديويي و راداري و شناسايي الكترونيكي پرداخته بود و از يك هفته پيش از رسيدن به روز عمليات، پروازها و كار خود را شروع كرده بودند.

د. پشتيباني رزمي

دراين بخش، گروههاي پدافندهوايي در پايگاههاي سوم، چهارم، پنجم، ششم شكاري پركار بودند تا مباد آن‌كه خلبانان دشمن به‌گونه‌اي غافلگيرانه باندهاي پروازي و شلترها (پناهگاه‏هاي هواپيماها) را بمباران كنند و جلوي پروازها و عمليات هوايي را بگيرند.

هـ . خدمات پشتيباني رزمي

خلبانان هواپيماهاي هركولس(C-130) و فرندشيپ(F-27) بايد نيروهاي نظامي و مردمي را از دورترين فرودگاه‏هاي كشور سوار مي‌كردند و به فرودگاه‏هاي نظامي و غيرنظامي در منطقه نبرد شامل: اهواز، اميديه و دزفول مي‌رساندند تا به قرارگاه‏ها و خطوط مقدم بروند. اين كار شبانه‌روزي پي‌گيري مي‌شد. خلبانان هواپيماهاي «بويينگ707» و «بويينگ747» نيز در سراسر روز در شمال‌غرب دزفول و در شمال اميديه پرواز مي‌كردند تا هواپيماهاي جنگنده رهگير«اف-14» و «اف-4» و جنگنده بمب‌افكن‌هاي «اف-4اي» از آن‏ها سوخت دريافت دارند.

 

نحوه اجراي عمليات توسط نيروي هوايي در عمليات بيت‏المقدس:

عمليات زميني بيت‏المقدس در تاريخ جمعه 10/02/1361 با رمز «بسم الله الرحمن الرحيم، بسم‌الله القاصم‌الجبارين يا علي ابن ابي‌طالب» در حالي آغاز گرديد كه تا آن روز صدها تن بمب بر يگان‌هاي ارتش عراق در خط تماس فرو ريخته شده بود.

در شروع عمليات نيروي هوايي در عمليات بيت‏المقدس كه با نام دستور رزمي «شبح3» نام گذاري شده بود اقدام به عكسبرداري‏هاي هوايي شناسايي با دستور رزمي «ناصر» نمودند كه اين كار تا پايان عمليات در زمان‏هاي لازم ادامه يافت. به دستور سرهنگ هشيار تا پايان فروردين ماه روزانه 7 تا 8 نوبت پرواز به همراه سوخت‎گيري هوايي انجام گرفت كه اين پروازها با شروع ارديبهشت ماه كه گسترش‌هاي نيروي زميني آشكارا انجام مي‌شد، به 20 نوبت پرواز بمباران و نيز پروازهاي گشت هوايي اف-14 مسلح به موشك هوا به هواي فونيكس و هواپيماهاي اف-4 و اف-5 (هنگاميكه اف-14 در منطقه حاضر نبود) افزايش يافتند.

به علت حضور اف-14 در آسمان منطقه و انتقال سايت هاوك از اميديه به رامشير و گسترش سايت «هاوك» فولي‌آباد به غرب و نامگذاري آن به نام «خيبر» و بهره‌گيري از سايت «هاوك» آبادان بنام «تبوك» شمال و جنوب منطقه عمليات پوشش كامل پدافندي پيدا كرد. با گسترش و پركار نمودن پدافند فراگير صحنه عملاً جاي كار براي نيروي هوايي عراق وجود نداشت و چند حركتي كه صورت پذيرفت با پاسخ قاطع نيروي هوايي ارتش ايران رو برو شد. شمار 20 نفر افسر خلبان از پايگاه يكم شكاري و پايگاه دزفول به ستاد وي‍ژه عمليات هوايي جنوب در اهواز و از آنجا به تيپ‌هاي يكم و دوم و سوم لشگر16 و تيپ‌هاي يكم و دوم و سوم لشگر92 زرهي و تيپ‌هاي لشگر21 حمزه فرستاده شدند تا درخواست‌هاي پشتيباني هوايي و آتش پشتيباني هوايي را هماهنگ و زمانبندي نمايند همچنين يك فروند هلي‌كوپتر214 از پايگاه يكم براي عمليات جستجو و نجات خلبانان فرستاده شد و همچنين يك فروند ديگر از اين‌گونه هلي‌كوپتر از پايگاه چهارم شكاري دزفول به اهواز فرستاده شد.

درست زماني كه قرار بود عمليات اصلي برگزار شود خلبانان هواپيماي افغاني (ارتش اتحاد جماهير شوروي در خاك افغانستان) نقطه‏اي را درون خاك ايران در مرز زابل بمباران نموده و تعدادي از هموطنانمان شهيد و مجروح شدند. به منظور پدافند آن منطقه 4 فروند هواپيما و چندين عراده توپ ضدهوايي و يك دستگاه رادار به همراه شماري از رزمندگان به آنجا گسترش پيدا كرده و باعث شد در آستانه آغاز عمليات بخش عمده‏اي از توان رزمي نيروي هوايي به شرق منتقل شود.

در طول روزهاي عمليات، بمباران مواضع دشمن، پدافند فراگير صحنه، عكسبرداري‏ها و پروازهاي شناسايي به تناوب انجام گرفت تا اين كه در روز 08/02/1361 دشمن با استفاده از موشك‏هاي ضد راداري كه به وسيله ميراژهاي اف-1 و سوخوهاي 22 پرتاب مي‏شد تمام رادارهاي روشن و پركار موجود در منطقه را مورد هدف قرار داده و آن‏ها را از كار انداخت و سامانه پدافند فراگير صحنه به يكباره از دست رفت و تنها اتكا به رادار اف-14ها بود. بلافاصله سرهنگ هشيار به طراحي سامانه پدافندي نويني پرداخت كه عبارت بود از اين كه همواره رادارهاي منطقه در حالت آماده به كار باشند و هنگامي كه هواپيماهاي سوخوي 22 عراقي به فاصله 40 مايلي اف-14ها رسيدند با اعمال قفل راداري روي آن‏ها، سوخو22ها از منطقه گريخته و هنگام دور زدن رادارهاي آماده به كار فعال شده و موشك‏هاي زمين به هواي هاوك را به سمت آن‏ها شيلك كند زيرا با دور زدن سوخوي22 ديگر امكان قفل راداري روي آنتن‏هاي رادار ايراني نبود و حتي اگر هم قفل اتفاق مي‏افتاد روي موشك رادارزن به سمت ديگري بود كه نمي‏توانست رادار را مورد هدف قرار دهد. از سوي ديگر دستور برداشتن دستگاه‏هاي رادار از انبارهاي قصرفيروزه و بردن بي‌درنگ آن‏ها به منطقه عملياتي داده شد و خلبانان «هركولس» با فداكاري و بدون استراحت قانوني اين رادارها را تا بامداد به اهواز و دزفول آوردند و رادارهاي تخريب شده بازساري شدند.

بمباران مواضع دشمن از نو دنبال شد و روش نوين پدافند فراگير صحنه باعث شد رادارها به گونه‏اي فعال شوند كه چندين هواپيماي دشمن را ساقط نمودند. همچنين ترابري مجروحين و نفرات جديد به ميدان‏هاي نبرد طبق روال انجام گرفت. با گرفتن سرپلي در آن سوي كارون (غرب كارون) نياز بمباران يگان‌هاي دشمن در برابر اين لشكر 21 حمزه افزون گرديد كه خلبانان دلير نيروي هوايي بمباران را انجام دادند. در تاريخ 11/02/1361 يك فانتوم ايراني مورد اصابت يك فروند موشك سام-6 قرار گرفت كه خلبانان آن بيرون پريده و توسط هليكوپتر از صحنه نبرد دور شدند. در روز 13/02/1361 هواپيماي مسافربري حامل نخست وزير الجزاير و هيئت همراه آن توسط موشك جنگنده‏هاي عراقي بر فراز مرز ايران و تركيه مورد هدف قرار گرفت كه همگي ايشان كشته شدند. پس از اين واقعه هواپيماهاي اف-5 پايگاه تبريز تمام هواپيماهاي ورودي به ايران را در مرز شمال غربي كشور اسكورت نمودند. تا روز 16/02/1361 در اثر درگيريهاي هوايي 8 فروند از انواع هواپيماهاي عراقي ساقط شدند. عكسبرداري شناسايي پس از بمباران‏ها و به منظور تفسير از وضعيت دشمن طبق دستور رزمي ناصر به قوت خود ادامه دارد. پروازهاي ترابري نيز به منظور جابجايي مجروحين و نفرات و رساندن دارو و مهمات به جبهه‏ها به طور پيوسته انجام گرفتند. 3 فروند از هواپيماهاي «اف-4» كه از پايگاه سوم شكاري به دزفول مأمور شده بودند قرار شد به پايگاه پنجم گسترش داده شوند.

بدين ترتيب عمليات «بيت‌المقدس» در دو بخش نخستين خود با موفقيت‌هاي بسيار درخشان به پيشروي فرخنده‌اي دست يافته بود و چون نيروهاي لشكر پنجم مكانيزه ارتش عراق و لشكرسوم زرهي دست به عقب نشيني شتاب آلودي زدند و جاي ثابتي نداشتند، شيرازه كار از دست فرماندهان عراقي به‌در آمده بود و از هم گسسته شده بودند، از درخواست‌هاي بمباران هوايي براي بمباران دشمن كاسته شد و تنها پدافندهوايي صحنه و ترابري هوايي بسيار نياز بود و همچنين پروازهاي عكسبرداري براي آگاهي از وضعيت دشمن انجام مي‏گرفت.

درعكس هوايي كه در تاريخ 25/02/1361 گرفته شده بود نشان داده شده بود كه ارتش عراق چهار دهنه پل نظامي بزرگي را بر روي اروندكار گذاشته و اگر روند جنگ براي لشكر11 پياده در خرمشهر بحراني شود از راه اين پل‌ها كاركنان و ساز و برگ لشكر را بيرون بكشند و به عراق ببرند. درطراحي عمليات هوايي «بيت‌المقدس» اين پل بزرگ در فهرست هدف‌ها گذاشته شده بود، در  يكي از همين روزها سرگرد خلبان محمود اسكندري به همراه ستوان اكبرزماني اين پل را بمبارن و ويران ساختند. بخشي از آن پل در آب به سوي خليج فارس روانه شد كه عكس اين پل پيش از يورش هوايي و پس از آن گرفته شده است. پيشرفت قرارگاه كربلا و نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران بسيار چشمگير شده بود به‌گونه‌اي كه دشمن تلاش داشت تا نيروهاي خود را از طريق پلي كه بر رودخانه اروند بنا نهاده بود آوردگاه به در برد!

در روز 28/02/1361 يك فروند هواپيماي «بويينگ707» در اختيار وزارت امور خارجه و پاسخگويان جنگ قرار داده شد تا سفرا و وابستگان نظامي را به اهواز ترابري نمايند و از نزديك سرزمين‌هاي آزاد شده را با چشم ببينند.

سرانجام روز دوم خرداد نيروهاي لشكر11 پياده كه در خرمشهر بود و اميدشان را در عقب نشيني از روي پل بوارين (پل بوارين نامگذاري خلبانان بر اين پل بود نه نام محلي آن) از دست داده بودند، همچنين برخي از نيروهاي لشكرپنجم مكانيزه و لشكرسوم زرهي ارتش عراق، دسته دسته خود را تسليم كردند و به دست ارتش و نيروهاي خودي گرفتار شدند، آنها مي‌دانستند كه در بي‌آبي و بي‌غذايي در خرمشهر جان خويش را خواهند باخت. در آن زمان لشكر11 پياده ارتش عراق در خرمشهر سنگر گرفته بود.

سرانجام دشمن در واپسين تلاش‌هاي خود درآستانه ورود رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران و نيروهاي مردمي به شهر خرمشهر پالايشگاه گاز مايع ماهشهر را با دو فروند هواپيماي جنگنده بمب افكن خود زير آتش هوايي گرفت كه زيان‌هايي از اين تك هوايي به بار نشست و در نهايت روز چهارم خرداد نيز سايت تبوك4 فروند ديگر از هواپيماهاي دشمن را سرنگون ساخت و خرمشهر آزاد گرديد.

 

عمليات بيت‏المقدس به روايت آمارها:

دراين عمليات (بيت‌المقدس) قرارگاه سرفراز ويژه عمليات هوايي جنوب با فرماندهي و هدايت و مديريت تحسين برانگيز خود به فرماندهي سرهنگ خلبان بهرام هشيار و كار تيمي، مشترك و گروهي فرماندهي پدافندهوايي و فرماندهي اطلاعات و شناسايي الكترونيكي و يگان‌هاي عملياتي پروازي كه در سازمان رزمي دستور نبرد «شبح-3» نام برده شده‌اند توانستند با نهايت توان خود در اين عمليات حاضر شوند. در ادامه به صورت اجمال فهرستي از فعاليت‏هاي انجام شده نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران آورده شده است:

1-  پروازهاي گشت و دفاع هوايي: در اين عمليات 931 سورتي پرواز مراقبت و نگاهباني مسلحانه و اسكرامبل با هواپيماهاي «اف-14» «اف-4» و «اف-5» انجام گرفت كه از اين نظر در بين همه عمليات‏ها بي‏نظير بوده است.

2- پروازهاي بمباران: در اين عمليات 130 سورتي پرواز بمباران هوايي به وسيله خلبانان هواپيماهاي «اف-4» و «اف-5» انجام پذيرفت.

3- مهمات مصرفي: در اين عمليات روي هم رفته 387672 پوند مهمات جنگي هوايي برابر با 200 تن بر سر دشمن زبون فروريخته شد كه اگر مهمات مخصوص مانند موشك‌هاي فنيكس، اسپارو، سايدويندر و هاوك و گلوله‌هاي توپخانه ضدهوايي را به اين مقدار بمب اضافه كنيم، مهمات مصرفي نهايي بيش از دو برابر خواهد شد.

4- پروازهاي شناسايي: دراين عمليات22 سورتي پرواز عكسبرداري هوايي انجام گرديد كه رقم بسيار بالايي بود و پس از اين عمليات هرگز در عمليات مشترك ديگري تكرار نشد.

5- پروازهاي ترابري و سوخت‏رساني: در اين عمليات ميزان 2494 سورتي پرواز ترابري هوايي از سوخت‏رساني در هوا تا جابه‏جايي مجروح و آوردن نيرو از دورترين فرودگاههاي كشور در سرزمين ايران به فرودگاه اهواز و اميديه و دزفول و پروازهاي ارتباطي و جابجايي فرماندهان و مديران و پروازهاي شناسايي الكترونيكي و غيره انجام گرديد كه درعمليات مشترك گذشته بي‌سابقه بود.

6- ترابري مجروحين: دراين عمليات تنها بيش از 10000 نفر مجروح از فرودگاههاي اهواز، اميديه و دزفول با هواپيماهاي ترابري نهاجا به شهرستان‌هايي كه آمادگي پذيرش بيماران و مجروحان را آگهي كرده بودند و بيمارستاني در دست داشتند برده شد.

7- هواپيماهاي ساقط شده دشمن: دراين عمليات بيش از 55 فروند از هواپيماهاي دشمن هدف آتشبارهاي موشكي صحنه نبرد (موشك‌هاي فنيكس، اسپارو، سايدويندر از هواپيماهاي جنگنده رهگير و موشك‌هاي هاوك سايت‌هاي موشكي تبوك و خيبر و بدر قرار گرفتند) و يا سرنگون شدند و يا به آسمان عراق رفتند و در آنجا افتادند.

 

مديريت حفظ آثار و نشر ارزش‏هاي دفاع مقدس نهاجا

 

 


پانوشت:

(1) «TACTICAL AIR COMPONENT COMMANDER» فرماندهي تاكتيكي در بخش عمليات هوايي.

 

 

 
امتیاز دهی