جمعه 2 اسفند 1398   02:34:46
عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر

اولين شهداي نيروي هوايي در عمليات بيت المقدس


نيروى هوايى ارتش
به منظور تسريع در هماهنگى هاى موردنياز و پشتيبانى هوايى از عمليات ها، ستاد ويژه عمليات جنوب را در دزفول تشكيل داد. اين نيرو براى پشتيبانى هوايى از عمليات بيت المقدس طرح موسوم به «شبح ۳» را تهيه كرد كه براساس آن براى عمليات هاى آفندى ۲۰ سورتى و براى وضعيت هاى پدافندى هشت سورتى پرواز پشتيبانى نزديك هوايى پيش بينى شده بود. نيروى هوايى آمادگى داشت تا در مواقع بحرانى با تعداد پرواز بيشترى به يگان هاى تكا ور پاسخ دهد. در اين طرح همچنين براى عكسبردارى هوايى، پوشش هوايى منطقه، حمل آماد و نيرو و تخليه مجروحين پيش بينى هاى لازم به عمل آمده بود.

دو هفته قبل از عمليات بيت المقدس، نيروى هوايى فعاليت هاى شناسايى و عكسبردارى از منطقه را شروع و تا ۱۰ روز پس از خاتمه مأموريت و آزادى خرمشهر ادامه داد. در روزهاى ۱۱ و ۱۲ ارديبهشت ماه ،۱۳۶۱ نيروى هوايى از عمليات قرارگاه قدس در جنوب كرخه كور و جفير، پشتيبانى مؤثرى به عمل آورد و در نوزدهم همين ماه طى چند ساعت و با استفاده از هواپيماهاى سنگين ترابرى حدود ۶۰۰۰ نفر از افراد بسيجى را از مشهد مقدس به منطقه حمل كرد كه با توجه به بعد مسافت و تعداد افراد و زمان در نوع خود بى نظير مى باشد.

خلبانان شجاع و كاركنان فنى و عملياتى و ستادى نيروى هوايى با ۸۹۰ سورتى پوشش هوايى، ۸۷ سورتى پشتيبانى نزديك هوايى، ۲۲ سورتى عكسبردارى هوايى و ۸۴۷ سورتى ترابرى هوايى و حمل صدها نفر مجروح و با مصرف بيش از ۴۸ هزار پوند انواع مهمات اعم از بمب، موشك، راكت و... در پيروزى رزمندگان اسلام نقش ارزنده اى ايفا كردند. همچنين سامانه پدافند موشكى اين نيرو و ساير يگان هاى پدافند هوايى حدود ۶۰ فروند از هواپيماهاى جنگى ارتش عراق را سرنگون ساختند.

 

سرلشكر خلبان شهيد چراغعلي امجديان و سرلشگر خلبان حسن طالب مهر اولين شهداي نيروي هوايي در عمليات بيت المقدس

سينه ستبر تاريخ مالامال از خاطرات حيات و ممات مردان مردي است كه روحشان فراتر از زمان و عرصه فراخ زمين تنگ‏تر از قلب سرشار از عشق شان بوده است. عشق به يگانه ي هستي‏ بخش كه اشتياق لقائش آرام از جسم و جان آن‏ها گرفته و سر سودايي‏شان را همواره بر آستان داشته‏ است. شانزدهم ارديبهشت، سالروز شهادت بزرگ مرديست از قافله مردان آسمان؛ قهرمان قصه‌هاي نانوشته و غزل‌هاي ناسروده. مردي كه چون آذرخشي از تبار نور سوار بر راهوار آهنين بال خويش، با نبردي متهورانه، خواب پريشان دشمن را به كابوسي تلخ مبدل ساخت و خود با پروازي بي‌بازگشت، به افتخار شهادت نائل آمد تا ميهمان حريم عشق باشد.

اميرسرافراز ارتش اسلام سرلشكر خلبان علي امجديان يكي از اين پر و بال‏سوختگان وصال نور است كه لباس زيباي شهادت زيبنده قامتش و كمترين مزد اخلاص، فداكاري، ايثار و پروانگي اوست.

حال توجه خواننده گرامي را به بررسي هويت و زندگينامه امير قهرمان ارتش سرلشگر خلبان شهيد علي امجديان جلب مي نماييم:

در سيزدهمين روز فروردين ماه سال 1335 در شهر كرمانشاه (محله چهار راه سيلو) درخانواده اي مستضعف خداوند متعال  پسري را به حسينعلي عطا فرمود كه نامش را برگرفته از نام مولايش علي نهاد. علي تنها فرزند حسينعلي بود. پدر شهيد امجديان مردي زحمتكش از اهالي روستاي سهنله از توابع شهر سنقر؛ فردي مؤمن و مقيد به احكام نوراني اسلام و كارگري ساده بود .

پدر و مادر اين شهيد بزرگوار در تربيت و پرورش فرزندشان از هيچ كوششي فروگذار نبودند، به گونه‌اي كه تربيت و هوشمندي او در طول دوران تحصيل، همواره توجه معلمين و مسؤولين مدارسي كه او در آن تحصيل مي‌كرد را جلب مي‌نمود. او از همان دوران كودكي در حين تحصيل كار مي كرد و تمامي درآمدش را در اختيار خانواده اش مي گذاشت، سخت كوشي وجوهر مردانگي از همان دوران در وي ظهور يافته بود. همواره تلاش مي كرد سخت ترين كارها را انجام دهد.

علي پس از طي دوران طفوليت، پاي به مدرسه نهاد و پس از گذراندن دوران ابتدايي به دبيرستان راه يافت و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان رازي كرمانشاه (رشته طبيعي) با پشتكار و جديت تمام به پايان رساند. وي همزمان با تحصيل و از آنجايي كه صوت زيبايي داشت به تلاوت كلام الله مجيد مي پرداخت.

شهيد بزرگوار فردي متواضع ،خوش برخورد و مهمان نواز بود و بسيار ساده و بيتكبر زندگي ميكرد. هيچ گاه زيربار ظلم و حرف ناحق نرفت.

علي پس از اخذ ديپلم و قبولي در آزمون ورودي دانشكده خلباني ، در يكم آذر ماه سال 1353 به استخدام نيروي هوائي درآمد و پس از طي آموزش هاي نظامي و موفقيت در آزمونهاي زبان انگليسي و مهارت هاي فني وتخصصي وانجام دوره هاي اكادمي و پرواز مقدماتي با هواپيماهاي سبك به اتفاق همرزمانش بمنظور تكميل دوره خلباني و دانش پرواز با هواپيماهاي پيشرفته جت شكاري در سال 1355عازم ايالات متحده آمريكا گرديد. ابتدا در پايگاه هواييAFB lack land(لاك لند) تگزازس در نزديكي خليج مكزيك زبان انگليسي را فراگرفت. سپس به پايگاه هوايي AFB Hondo(هندو) جهت آموزش با هواپيماي T41و پس از آموزش در پايگاه هواييSheppard AFB  (شپارد) و پرواز با هواپيماي جت T37 مفتخر به درجه ستواندومي و نشان وينگ خلباني شد و نهايتاً در پايگاه هوايي Laughlin AFB (لاف لين) پرواز با هواپيماي T38 را به اتمام رساند.

پس از طي دوره هاي موصوف در تاريخ 18/2/57  به ميهن بازگشت و طبق امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به پايگاه ششم شكاري بوشهر منتقل گرديد و به جمع تيز پروازان هواپيماي شكاري بمب افكن اف - 4 پيوست . وي با آغاز دوره خدمت، در هيچ برهه اي تدبير و شجاعت را كنار نگذاشت.

علي درسيزدهم ارديبهشت ماه 1358 با سركار خانم اكرم طلايي (از همافران نيروي هوايي) ازدواج وثمره اين ازدواج دوفرزند به نام هاي مريم (متولد 1359 ) وسارا (متولد 1361 ) مي باشد.

شهيد امجديان دردوران دفاع مقدس با ايثار و از خود گذشتگي همه روزه با انجام پروازهاي گشت و شناسايي به حفظ  وحراست از مرزهاي هوايي مي پرداخت براساس گزارش هاي موجود  در يك مأموريت برون مرزي با بمباران تأسيسات هوايي دشمن در كركوك تلفات و ضايعات قابل توجهي به دشمن بعثي وارد  ساخت ومورد تشويق  قرار گرفت و در پرونده خدمتي وي درج گرديد. او در كنار همرزمان شجاع خود همچون حسين خلعتبري، حسين دل حامد، حسن طالب مهر، حيدريها، كيومرث حيدريان، عبدالله كاشاني فرد، منوچهر شيرآقايي و علي اصغر خسرو شاهي در مقابل آزموني سخت قرار گرفتند.

 

روايت اجراي عمليات شبح 3:

در اولين ساعات صبح روز شانزدهم ارديبهشت  ماه سال 1361 بعد از بريفينگ و گرفتن تجهيزات پروازي رهسپار آشيانه هواپيماها شدند.اين عمليات با نام شبح3 يكي از عمليات هاي نيروي الهي هوايي در راستاي تحقق پيروزي در عمليات بيت المقدس كه نهايتا ً منجر به آزادسازي خرمشهر در سوم خرداد1361 گرديد و قرار بر اين شد كه اين عمليات به صورت هشت فروندي انجام شود. مأموريت مذكور در ساعت 0300 مورخه 16/2/61 از ستاد عمليات جنوب به پايگاه ششم شكاري جهت اجرا واگذار گرديد. قبل از طلوع آفتاب با سوار شدن به هواپيما ها و تاكسي به سمت باند؛ لحظاتي بعد اسكادران عشق در دل آسمان جاي گرفتند.

طبق برنامه قرار بود عمليات جنگي با حضور علي انجام گردد آيا او مي دانست كه اين ماموريتي   بي بازگشت است و بال هاي آهنين جنگنده به بال هايي تبديل خواهند شد و وي را تا عرش الهي همراهي خواهند كرد؟! گويي به او الهام شده بود طوري كه در آخرين درخواست؛ حلاليت همه را ناخودآگاه آماده شهادت خود كرده بود. آري علي ديگر باز  نمي گردد!

سرانجام دويار سفركرده و اولين خلبانان شهيد نيروي الهي هوايي در عمليات بيت المقدس ؛ ستوانيكم خلبان علي امجديان (خلبان كابين عقب )به همراه خلبان شجاع  سروان حسن طالب مهر ( كابين جلو) در گروه 8 فروند هواپيما، به خلباني 16 تن از برجسته ترين خلبانان با هدف سرنگوني مراكز تجمع نيروهاي دشمن، پايگاه هاي فرماندهي و  مواضع توپخانه دشمن پس از انجام امور اوليه پرواز و هماهنگي هاي لازم با عوامل دست اندر كار در ساعت 6 بامداد پايگاه هوايي بوشهر را به قصد انهدام مركز تجمع دشمن يكي پس از ديگري  باند را به ليدري سرهنگ دوم خلبان فرج الله براتپور ترك كردند.

فانتوم ها با قدرت، آسمان را شكافته و مسير پروازي طرح شده رابرابر توجيه نقشه پروازي طي نموده و برابر هماهنگي هاي اوليه درنزديكي فرودگاه اهواز هواپيماي اف 14 جهت اسكورت به دسته پروازي ملحق گرديد. هواپيماها در دودسته چهار فروندي مسير را به طرف هدف ادامه دادند. پس از رسيدن به حوالي پايگاه چهارم به سمت منطقه فكه تغيير سمت داده و پس از گرفتن آرايش رزمي پروازي لازم در حدود 5 مايلي؛ در يك روياروي هوايي در آسمان چنانه ناگهان مركب آهنين شماره3  دسته دوم مورد اصابت موشك هوا به هواي ميراژ خصم زبون قرار گرفت.

بطوري كه زبانه هاي آتش از ناحيه دم پرنده شعله ور شد؛ با توكل به خدا و مدد از اباالفضل العباس (س) علي و همرزمش گردشي كرده و سمت وطن را پيش گرفتند كه نگذارند حتي لاشه عقابشان به دست كركس هاي بعثي بيافتد. آتش لحظه به لحظه زبانه هاي بلندتري به خود مي ­گرفت. هر دو خلبان با توجه به از بين رفتن مقدار زيادي از سطوح كنترل دم و همچنين نداشتن فشار هيدروليك، با تمام قدرت سعي داشتند جنگنده را در حالت پروازي نگهدارند. با تلاش و همت ستودني هر دو خلبان، جنگنده F-4 به نخستين نقطه نشانه زميني سرزمين هاي تحت كنترل نيرو هاي خودي كه همان چنانه بود مي رسند. گرماي سوزان شعله ها اينك كابين عقب را كاملاً آماج ضربات خود قرار داده بود و ماندن در هواپيما ديگر به صلاح نبود. در لحظه اي هر دو خلبان تصميم به خروج اضطراري از جنگنده گرفتند.سرانجام سروان خلبان شهيد حسن طالب مهر و ستوان يكم خلبان شهيد علي امجديان هواپيماي خود را ترك كردند و هر دو با گلوله هاي پدافند زمين به هواي دشمن به شهادت رسيدند.

تشييع جنازه بسيار با شكوهي  با حضور ملت انقلابي كرمانشاه براي شهيد برگزار گرديد .پدر شهيد هنگام شهادت علي گفت:امانتي بود دست ما كه خداوند آن را پس گرفت.

شهدا هرچند به ظاهر كلامشان قطع گرديد اما پيامشان  همواره در گوش همرزمان و دوستانشان طنين انداز است كه ميگفتند "اسلام عزيز ، برترين دين هاست بايد همواره با جان ومال از حريم آن  دفاع كنيم چرا كه از  آموزگار شهادت، امام حسين (ع) آموختهايم و ديده ايم كه چگونه سرور آزادگان جهان تمام هستياش را فداي اسلام عزيز نمود".

روحشان  شاد و راه شان پر رهرو باد

 

 


گرد آورندگان :

سرهنگ مهندس ستاد عليرضا امجديان

سروان مهندس مجتبي احمدي 

مديريت حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس نهاجا

منابع:

مصاحبه با سرتيپ دوم خلبان فرج الله برات پور

مصاحبه با سرهنگ خلبان منوچهر شير آقايي

 
امتیاز دهی