جمعه 2 اسفند 1398   02:22:19
عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر

نيروي هوايي و تغيير راهبرد نظامي عراق

بسمه تعالي

نيك بخش حبيبي

مقدمه

صدام هرگز يك سرباز نبود. اين بخش محذوف داستان زندگي وي مي تواند ما را در درك هرچه بيشتر رفتار صدام پيش از دوران به قدرت رسيدن او و پس از آن ياري دهد.(1) در سال 1980 صدام به تدريج متقاعد شد حكومت اسلامي ايران نه تنها براي بعثيان خصومت آميز، بلكه خطرناك بود. از نظر او تا زماني كه حكومت اسلامي در ايران حاكم است، مناقشه ي شط العرب همچنان به قوت خود باقي مي ماند. از نظر وي تنها راه حل ممكن براي بهبود شرايط به نفع عراق، استفاده از زور بود. علاوه بر اين توسل به زور به زعم صدام يك انتخاب منطقي بود.  بر اساس محاسبات صدام روحيه ي نظاميان  در ايران به شدت تضعيف شده و آمادگي عملياتي آن ها كاهش يافته بود. بنابراين تصور صدام مبني بر غلبه ي سريع و آسان ارتش عراق بر ارتش ايران كه در حدود دو برابر آن بود چندان دور از ذهن  تصور نمي‌كرد.(2)

صدام حسين براي اولين بار در تاريخ 18/1/59 يعني همزمان با قطع ارتباط ايران و آمريكا، اعلام داشت كه ايران بايد از سه جزيره تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي خارج شود و چندي بعد نيز در يك سخنراني تاكيد كرد كه عراق آماده است اختلاف خود را با ايران با زور حل كند.

تقويت و افزايش توان سازمان رزم ارتش نيز از جمله اقدامات ديگر رژيم بعث يود و به دليل آنكه منافع استكبار جهاني نيز با اين اقدام هماهنگي داشت، با انعقاد قراردادهاي نظامي، اين كشور ر مدت بسيار كوتاهي به سلاح هاي جديد و پيشرفته مجهز شد و در پي آن سازمان رزم ارتش عراق به طور گسترده دستخوش تغيير و تحول گرديد. افزايش نيرو از جمله دستاوردهاي تحولات فوق الذكر است، طوري كه در مدت كمي نيروي زميني اين كشور از 175 هزارنفر (كادر) به 220 هزار نفر افزايش و تعدادي از يگان هاي نظامي نيز به مناطق مرزي گسترش يافت.

حجم نيروي زميني ارتش عراق به عنوان اهرم اصلي حركت، هنگام شروع جنگ، 12 لشگر متشكل از 5 لشگر زرهي، 2 لشگر مكانيزه و 5 لشگر پياده و همچنين علاوه بر يگان هاي گارد مرزي، 15 تا 20 تيپ مستقل شامل 10 تيپ مكانيزه، 3 تيپ نيروي مخصوص و تيپ 10 گارد جمهوري بود كه در قالب 3 سپاه سازمان يافت. نهاجا  نيزدر آغاز جنگ تحميلي (31 شهريور 1357 برابر با 22 سپتامبر 1980 ميلادي) 445 فروند جنگنده از نوع اف-4، اف-5 و اف-14 در اختيار داشت در حالي كه نيروي هوايي عراق داراي 334 فروند جنگنده از نوع ميگ-21، ميگ-23، سوخوي-7، سوخوي-20 و هواپيماهاي بمب افكن سنگين توپولوف-16 و توپولوف-22 همراه با 2000 سايت موشك زمين به هوا بود. در طول دفاع مقدّس، تجهيزات پيشرفتة هوايي (مانند ميگ-25، ميگ-29، سوخوي-22، سوخوي-24، انواع هواپيماهاي ميراژ اف‌- 1، سوپر اتاندارد و موشك هاي پيشرفتة زمين به هوا) مكرراً از سوي حاميان شرقي و غربي صدام به نيروي هوايي عراق واگذار شد. در خلال جنگ، صدها فروند هواپيماي جنگندة عراقي در رزم هاي هوا به هوا يا از طريق پدافند ايران سرنگون شدند. زماني كه تاريخ آتش بس از سوي سازمان ملل اعلام شد (15 شهريور 1367 برابر با 6 سپتامبر 1988)، نيروي هوايي عراق بيش از 650 فروند جنگنده و 16,000 سايت موشكي پيشرفته داشت و اين در حالي بود كه تعداد قابل توجهي از جنگنده‌هاي ايران از بين رفته بودند، جمع كثيري از خلبانان نهاجا  شهيد، مجروح و يا اسير شده و با اعمال تحريم هاي جهاني هيچ جايگزيني براي اين فقدان در قدرت هوايي ايران صورت نگرفته بود.

همچنين چند تيپ موشكي زمين به هوا در مناطق بسيار حساس و حياتي استقرار داشتند. نيروي دريايي عراق نيز از دو پايگاه اصلي متشكل مي شد. پايگاه دريايي بصره كه تيپ 77 متشكل از مين روب بود و 4 كشتي كوچك پياده كننده نيرو در آن مستقر بود. اين نيرو از يك سري يگان هاي پياده (وابسته به نيروي دريايي) نيز برخوردار بود.

در بخش دفاع هوايي استراتژيك كشور، نيروي هوايي ارتش عراق داراي باا شكاري هاي رهگير  خود در سراسر بخش شرقي كشور زير نظر ايستگاههاي رادار به پروازمراقبت مسلحانه هوايي(3)  «CAP » مشغول بودند و همـيشـه دو فروند «ميگ-21» در استان سليمانيه، يك فروند «ميگ-23» در استان دياله، دو فروند «ميگ‌ـ21» در استان ميسان و دو فروند «سوخوي‌ـ22» كه گاهي با «سوخوي-7» و «سوخوي-20» جايگزين مي‌شدند در استان بصره در پرواز مراقبت مسلحانه حضور داشتند و با همكاري 116 دستگاه رادار اخطار اوليه و ارتفاع‌ياب به صورت شبكه همراهي و هدايت مي‌شدند.(4)

نيروي هوايي ارتش عراق در دفاع هوايي از شمار 755 سكوي پرتاب موشكهاي زمين به هوا در سراسر بخش شرقي كشور خود سود مي‌جست و 713 عراده توپ ضد هوايي داشت كه در دفاع هوايي نقطه‌اي از آنها بهره مي‌برد.

صدام  قبل  از جنگ بارها به مرزهاي هوايي ايران تجاوز كرد و هربار توسط فرزندان ملت در دفاع از آسمان كشور اسلامي ايران از همان سالهاي ابتدايي انقلاب يعني از فروردين 1358 با پاسخ جدي و حمله متقابل هوايي ايران  روبرو مي شدند به گونه‌ايكه ملت توانسته بود با آرامش بيشتري ساماندهي انقلاب خود را بدون احساس حملات هوايي دشمن بعثي با هدايت  و رهبري  امام(ره) به سرانجام نيكو برسانند. عراق همزمان با آمادگي در مرز و ايجاد درگيري هاي متوالي  هوايي وزميني و نيز فراهم كردن شرايط سياسي، با طرح بهانه هايي، سرانجام در تاريخ 20/6/59 در جمع وزراي خارجه كشورهاي عربي، ضمن درخواست كمك و ياري از آنان اعلام داشت كه: «خاكمان را از ايران بازپس مي گيريم.» و در تاريخ 27/6/59، 3 روز قبل از آغاز رسمي جنگ، قرارداد تعيين حدود مرزي دولتين ايران و عراق را كه به نام قرارداد 1975 الجزاير معروف است، ملغي كرد و نهايتاً ارتش عراق در روز 31 شهريور 1359 تهاجم گسترده خود را از هوا، دريا و زمين به خاك جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد.

عراق با توجه به برنامه ريزي هاي طولاني و گسترده، از آمادگي نظامي مناسبي برخوردار بود. يگان ها و نيروهاي عمل كننده عمدتاً با آموزش ها و انجام مانورهاي متوالي و فشرده آمادگي خوبي كسب كرده بودند و تجهيزات و امكانات گسترده اي در اختيار آنان قرار داشت. اقدامات وسيع و فعال مهندسي، زمين مناطق عملياتي و معابر وصولي را براي عبور ستون هاي نظامي آماده و امكان پشتيباني از يك جنگ گسترده و سريع را مهيا ساخته بود. علاوه براين، با استفاده از شيوه هاي رايج اطلاعات، شناسايي دقيق از استعداد و گسترش نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي، وضعيت زمين و عوارض آن صورت گرفته بود.

عراق علاوه بر اقدامات داخلي در جهت كسب آمادگي، با اعمال ديپلماسي پرتحرك و فعال به لحاظ سياسي نيز زمينه هاي تهاجم را با اعلام مواضع و طرح بهانه هاي متعدد در سطح بين المللي آماده كرده بود. در واقع كشور عراق صلاحيت سياسي و نظامي خود را براي حمايت بسياري از كشورهاي جهان، بخصوص آمريكا و اروپا براي يك اقدام همه جانبه عليه انقلاب اسلامي احراز كرده بود. عراق به واقع در يك توطئه همه جانبه مورد پشتيباني كامل استكبار جهاني قرار داشت.

 با ايجاد توانمنديهاي مختلف اين گمان باطل در رهبران عراق  بوجود آمد كه انها مي‌توانند با استراتژي جنگ سريع يا رعدآسا به تقليد از آلمان و اسرائيل براي شكست ايران و  دستيابي به اهداف خود اجرا نمايند.  مجموعه اين تحليل‌ها  آنها را در نتيجه آغاز جنگ  مصمم كرد:

-        تقويت همه‌جانبه ارتش عراق و تحولات ارتش ايران در نتيجه  وقوع انقلاب اسلامي  و درگيري نيروهاي مسلح در بحران هاي داخلي حاصل از فعاليت هاي ضدانقلاب  توانسته بود با تغيير در موازنه قوا , بازدارندگي را در اين مورد از ميان ببرد و لذا  توان نظامي عراق را نسبت به توان نظامي جمهوري اسلامي برتر ديدند.

-   عراق به اطلاعات نسبتاً دقيقي از اوضاع اقتصادي و سياسي و درگيري هاي سياسي گروه هاي مخالف در ايران دست يافته و توانسته بود با استفاده از دستگاه هاي جاسوسي غرب، اطلاعات زيادي در مورد وضعيت نيروهاي مسلح ايران كسب نمايد. استراتژيست هاي عراقي با توجه به اطلاعات و اخبار موجود متقاعد شده بودند كه ارتش جمهوري اسلامي، توان لازم را براي ورود به يك جنگ گسترده ندارد و همچنين تعارضات سياسي مسئولين مانع از حضور يكپارچه مردمي خواهد شد. بنابراين نيروي قابل توجه و منظمي وجود نخواهد داشت تا در مقابل قواي عراق قد علم كند.

-   زمينه سازي، جذب و تسليح بخشي از ضد انقلابيون در خوزستان و جبهه هاي مياني و شمالي، حركت سريع ارتش عراق را در انديشه طراحان جنگي اين كشور تسهيل مي نمود.

عواملي در داخل ايران بواسطه بروز انقلاب اسلامي كه باعث شد رژيم بعثي با اطمينان بيشتر به ايران حمله نمايد عبارتند از :

·         تقليل پرسنل كادر ثابت ارتش در رده هاي بالا (افسران و فرماندهان )

·         تقليل مدت خدمت نظام وظيفه از دو سال به يك سال

·         لغو قراردادهاي خريد تجهيزات نظامي

·         خروج  ايران از پيمان سنتو

·         اخراج بيش از 40 هزار مستشار آمريكايي

·         مسائل و مشكلات ناشي از انقلاب اسلامي در درگيريهاي داخلي كردستان ، گنبد و خوزستان

مجموعه اين توانمندي ها عراق را قانع كرده بود كه  قادر است در كمترين زمان ممكن با يك راهبرد يا استراتژي جنگ رعدآسا ضمن مهار قدرت هوايي ايران، نيروهاي زرهي و پياده خود را در نواحي مرزي و استراتژيك مورد نظر براي اشغال دايمي قسمتي از خاك ايران به حركت و حمله همه جانبه در آورد. اما ادامه جنگ با گسترش روزافزون قدرت هوايي ايران در انهدام اهداف هوايي، زميني و دريايي و كشاندن جنگ به عمق راهبردي عراق جنگ را به حوزه ديگري غير از راهبرد اوليه عراق يعني همان عمليات رعدآسا سوق داد و  ضمن ايجاد فضاي عملياتي بيشتر براي  نيروي هاي سطحي و زميني و دريايي، عملا تغيير راهبردي جنگ سريع را به سوي يك راهبرد جنگ فرسايشي بر ارتش عراق تحميل كرد.

 

بحث و بررسي

استراتژي  عمليات رعدآسا

 عراق با آمادگي در مرز و ايجاد درگيري هاي متوالي  هوايي و زميني و نيز فراهم كردن شرايط سياسي، با طرح بهانه هايي، سرانجام درست 3 روز قبل از آغاز رسمي جنگ، قرارداد تعيين حدود مرزي ايران و عراق را كه به نام قرارداد 1975 الجزاير معروف است، ملغي كرد  و در روز 31 شهريور 1359 (22 سپتامبر 1980) تهاجم گسترده خود را از هوا، دريا و زمين به خاك جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد.

اميد صدام تكرار موفقيت رژيم اشغالگر قدس در نخستين روز جنگ سال 1967  بود كه توانست در اثر حملات هماهنگ و غافلگير كننده ي خود نيروهاي هوايي مصر، اردن و سوريه و عراق را در طي چند ساعت زمين گير كند. او نيز با هدف در هم كوبيدن نيروي هوايي ايران در عرض چند ساعت اقدام به حمله اي سريع و غافلگير كننده با حمله به پايگاههاي هوايي نمود. اما به تعبير كوردزمن شكست عراق در همان روز اول جنگ به دليل عدم توفيق در رسيدن به اهداف هوايي خود آغاز شد.

روياي شكست ايران با حمله رعدآسا و جنگ سريع هرگز صورت واقعيت به خود نگرفت. همان گونه كه صدام بعدها اغلب شكايت مي كرد، شرايط جغرافيايي ايران امكان مانور نظامي عراق را محدود مي ساخت. طراحان نظامي عمليات هوايي عراق از ياد برده بردند كه براي تكرار نتايج عمليات موكد اسراييلي ها نيازمند حداقل 1000 سورتي موثر و از پيش تمرين شده  در روز براي تحت فشار قرار دادن نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران هستند. امري كه تصور آن هم براي آنها دشوار بوده است.

در هفته هاي منتهي به جنگ در شهريور 1359 شمسي بسياري از عوامل سياسي، از جمله باور  نسبت به ناتواني هاي نظامي ايران در مديريت  ادامه موثر جنگ، عراقي ها را به شتاب در تصميم براي  آغاز جنگ وادار نمود. به علاوه اين فرض كه تلاش هاي بين المللي از سوي سازمان ملل و كشورهاي قدرتمند از قبيل شوروي، آمريكا، انگليس بتوانند موقعيت جنگي پيش آمده را به ضرر عراق مهار كند، نيز به دليل همسو بودن نتايج آن با منافع اين قبيل كشورها غيرمحتمل بود.

 دولت عراق براي اينكه بتواند فارغ ار تاثيرات حكومت اسلامي ايران موجوديت خود را حفظ كند  و از وضعيت پيش آمده بتواند حداكثر سود را نصيب خود بكند. تلاش كرد تا با اشغال ايران و حداقل تصرف مناطق استراتژيك، به منظور بهبود بخشيدن به موقعيت خود در منطقه و امنيت فرضي آينده ي خود، يكي از اهداف مهم جنگ محدود  را براي خود بدست آورد.

ايران به واسطه درگير هاي مداخله گرايانه شرق و غرب در داخل از عواقب  اقدامات ضدانقلاب و جنگ هاي جدايي طلب و غيرهمسو با اهداف انقلاب اسلامي فارغ نشده بود، از طرفي نيز حكومت اسلامي ايران صرف نظر از راهبرد دفاعي كه جنگ را فقط در صورت دفاع تجويز كرده بود، انديشيدن براي شركت در يك جنگ تمام عيار و حتي محدود را در فراتر از مرزهاي خود نيز به هيچ وجه جستجو نمي كرد.

عراق از مدتها قبل با توجه به برنامه ريزي هاي طولاني و گسترده، از آمادگي نظامي مناسبي برخوردار بود. يگان ها و نيروهاي عمل كننده عمدتاً با آموزش ها و انجام مانورهاي متوالي و فشرده آمادگي خوبي كسب كرده بودند و تجهيزات و امكانات گسترده اي در اختيار آنان قرار داشت. اقدامات وسيع و فعال مهندسي، زمين مناطق عملياتي و معابر وصولي را براي عبور ستون هاي نظامي آماده و امكان پشتيباني از يك جنگ گسترده و سريع را مهيا ساخته بود. علاوه براين، با استفاده از شيوه هاي رايج اطلاعات، شناسايي دقيق از استعداد و گسترش نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي ايران، وضعيت زمين و عوارض آن صورت گرفته بود.

ايران براي مقابله با اهداف راهبردي نيروهاي عراقي در جنگ و توقف ماشين جنگي او به شدت نيازمند ابزاري كارآمد در زمان اندك با تاثيرات زياد بود. پاسخ اجمالي بكارگيري قدرت هوايي خود براي اين اهداف حياتي و استراتژيك بود.

فرماندهان نظامي ايران، عليرغم توفيق در تمركز نيروهاي سطحي خود در پاسخ كوبنده به حملات نيروهاي عراقي در همان روز اول استفاده از قدرت هوايي را ابزار اوليه در بازيابي فضايابي رزمي و عملياتي خود ديدند.

عراق با هدف يك جنگ سريع و كوتاه مدت و محدود با نتايج استراتژيك وارد جنگ شده بود و  بنابراين بازماندن  از اين اهداف يك شكست  براي صدام محسوب مي شد.  بنابراين در همان هفته اول با تحت تاثير قرار گرفتن از قدرت نيروي هوايي ايران خيلي زود  مي توانست متوجه اين نكته شود كه  كه زمان را از دست داده و ادامه اين وضعيت چيزي جز زيان هاي طولاني براي آنها نتيجه اي را در بر نخواهد داشت. حقيقت اين است كه سناريوي جنگ طولاني، توانايي عراقي ها را در حل مشكل نظامي دستيابي به اين اهداف تحت تاثير قرار مي داد. عراق بايستي نيروي هوايي خود را براي مقابله با نيروي هوايي ايران بكار مي گرفت، با اين استراتژي عملاً نيروي هوايي خود را تقسيم  مي كرد و بنابراين پشتيباني از نيروهاي سطحي و زميني كه براي تحرك سريعتر به پشتيباني شديد هوايي نيازمند بودند، دچار اختلال مي شد.

 اين به معناي تمركز كمتر قواي جنگي در هر جبهه بود كه مي توانست كمتر شدن شتاب حركت، كندتر شدن پيشروي، و طولاني تر شدن زمان عمليات را به دنبال آورد. اتخاذ يك رويكرد متوالي و زنجيره اي به منظور شكست دادن عمده قوا از يك منطقه به منطقه ديگر به طولاني شدن عمليات نظامي منجر شد، كه ظاهراً به مدت زماني بيش از آنچه شرايط سياسي اجازه مي داد نياز داشت.

در ابتداي شروع جنگ نيروهاي نظامي عراق ناگزير از يافتن راهي بودند تا با استفاده از نيروهاي زميني و هوايي خود، كه از نظر كمي در حالت برتري بودند حالتي آفندي به خود گرفته، قابليت هاي رزمي ايران را نابود سازند، مناطق استراتژيك را تصرف نمايند، و اين همه را در يك چارچوب زماني محدود انجام دهند.

بديهي ست كه هر گونه رخدادي كه تحقق اين هدف را با اشكال روبرو سازد قادر است كه ادامه جنگ را به نفع عراق بر هم بزند و هزينه هاي ادامه جنگ را به طور سرسام آوري افزايش دهد. اين آن چيزي است كه سيستم سياسي و نظامي يا ديپلماسي دفاعي ايران در جستجوي تحقق آن بوده است.

با شكست در مرحله اول جنگ كه پيروزي با عمليات رعدآسا را در فكر خام خود مي‌پروراندند،  حضور قدرتمندانه ايران در دفاع و عمليات هوايي , ادامه جنگ  را با تغييري آشكار در راهبرد يا استراتژي نظامي  روبرو ساخت.  عراق ناچار شد با  توجه به استراتژي مقاومت همه‌جانبه ايران در سه عرصه هوا ‌زمين و دريا، استراتژي جنگ سريع   خود را به يك  استراتژي جنگ فرسايشي تبديل كند.

 

نيروي هوايي ايران عامل تسريع بخش تغيير راهبردي جنگ از جنگ سريع به فرسايشي

رأس ساعت 12 روز 22 سپتامبر 1980 (31 شهريور 1359) صدو نود و دو فروند هواپيماي جنگنده نيروي هوايي عراق، به طرف اهدافشان در خاك ايران به پرواز در آمدند. در همين لحظه فرمانده كل قوا، صدام حسين در حالي كه چفيه قرمز رنگ به سر داشت و نوار فشنگ به دور كمر خود بسته بود، بي آنكه درجات نظامي - اش را نصب كرده باشد، وارد اتاق عمليات شد.

«عدنان خير الله» وزير دفاع به او چنين گفت:

..........سرور من! جوانها بيست دقيقه قبل به پرواز در آمدند» صدام به او پاسخ داد: «تا نيم ساعت ديگر كمر ايران خواهد شكست.»

دكتر "الجنابي"، محقق عراقي در گفت‌وگو با «تابناك»، بخش‌هاي ناگفته و جديدي از واقعيات جنگ تحميلي هشت ساله صدام عليه ايران را بيان كرد. به نقل از او صدام يك بار قبل از اين به حسين اردني گفته بود:" روح سعد بن ابي وقاص در من حلول كرده است و بار ديگر، با اقتدار شكستي تاريخ‌ساز را عليه فارس‌ها آغاز خواهم كرد."

اين پژوهشگر عراقي در ادامه افزود: حسين اردني همچنين  يادآور شده است كه صدام از هر گونه توهين به ملت بزرگ ايران دوري نمي‌كرد و همواره در ديدارهايش با وي و سران خود فروخته عرب به اين مسايل اشاره مي‌كرد.

در بخش‌هاي ديگري از اين ناگفته‌هاي دوران جنگ تحميلي، وي نقل مي‌كند كه، صدام پس از روبه‌رو شدن با نيروهاي ايراني در آغاز جنگ تحميلي از مقاومت سنگين آنها در تعجب بوده و در نخستين ديداري كه صدام با پادشاه اردن در بغداد داشته است، به حسين اردني گفته است،"  در محاسباتش دچار اشتباه شده، اما مي‌كوشد آنها را رفع كند".

وي با اشاره به اين كه صدام از ضربات كوبنده نيروي هوايي ايران، دچار شگفتي شده، صدام را چهار هفته پس از آغاز جنگ بسيار ملتهب و نگران ديده است.

پادشاه وقت اردن در بخش ديگري از خاطراتش گفته است : "اين وضعيت صدام با يك سال پس از جنگ تحميلي و با آغاز حملات ايراني‌ها بيشتر شد، به گونه‌اي كه در اين مدت، بيش از 65 درصد نيروي هوايي عراق نابود شد و در نبرد در دريا، (به دليل حملات مكرر هوايي ايران)، توان عراق كاملا از بين رفته بود. همچنين صادرات نفت اين كشور، دچار مشكل شديدي بود و او از من خواست كه بندر عقبه اردن را براي صادرات نفت و واردات سلاح و كالا به عراق در اختيار حكومت وي گذارم."

بعدها پس از بحران جنگ اشغال كويت، افسران نيروي هوايي كويت اذعان كردند كه نيروي هوايي عراق از پايگاه هوايي علي السام كويت در طول جنگ به كرات استفاده مي كرده است. اين پايگاه چون در رأس خليج قرار داشت راه عراق را براي هدف قرار دادن سكوهاي نفتي خارك 200 كيلومتر كوتاه تر مي كرد و اين امر به خلبانان عراقي كمك شاياني مي نمود.

نيروي هوائي به عنوان اولين نيروي مسلحي بود كه با تمام قوا وارد جنگي تمام عيار و ناخواسته شد و اين نيرو با توجه به ويژگيهاي خاص خود (تحرك، سرعت و انعطاف پذيري) در سه جبهه, هوا‌ , دريا و زمين وارد عمليات گرديد و سعي نمود فرصت كافي را جهت ساير نيروهاي رزمنده جهت انجام عمليات فراهم سازد .

پس از آغاز رسمي جنگ بعد از  31 شهريور 1359 ، در نشستي كه رهبران و مسئولين نظامي كشور اسلامي ايران داشتند مقرر شد كه نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران به عنوان تنها نيروي سريع، قابل انعطاف و كوبنده در برابر ارتش عراق كه در آن زمان چهارمين ارتش توانمند جهان معرفي شده بود قرار گرفته و جنگ را در سـه جبهه‌ي زمين و دريا و هوا اداره كند تا زمان كافي و لازم براي ساير نيروهاي مسلح فراهم گردد و خود را به جبهه‌ها و خطوط مقدم تماس با دشمن برسانند. حفظ زمان و  قابليت پاسخگويي فوري  به حملات دشمن و انجام عمليات متقابل با توجه به انعطاف‌پذيري نيروي هوايي و تحرك اين نيرو به درستي نقش اين نيرو را در ادامه و اداره جنگ به خصوص در حوزه هوايي به خوبي نشان مي دهد و اين همان چيزي ست كه يك ملت از نيروي هوايي خود انتظار دارد.

نيروي هوايي  ايران، بي‌درنگ  با اعزام خلبانان آماده رزم خود كه طي ساليان آموزش سخت  در اوج غرور ملي و ديني بارها از ارزش‌هاي انقلاب از همان  اوايل بروز فتنه‌هاي داخلي در كردستان و خوزستان و حملات هوايي و  زميني ارتش صدام  شجاعانه دفاع كرده بود و شهداي بزرگي همچون شهيد نوژه و...........و آزاده مرداني همچون لشكري را تقديم ملت و انقلاب و راه امام (ره) كرده بود.

پاسخ دندان‌شكن به حملات  همه‌جانبه عراق در سال 1359 در همان روز در دو گروه پروازي به نامهاي «البرز» و «الفاي سرخ(5)» از دو پايگاه هوايي  بوشهر و همدان به ترتيب پايگاههاي هوايي شعيبه در استان بصره (جنوب) و كوت در استان ميسان(شمال بغداد) را رأس ساعت 17:00 و 17:30 آماج بمب‌هاي هواپيماهاي فانتوم خود قرار دادند و  بيش از چهل هزار پوند مهمات جنگي را بر فراز اين دو پايگاه هوايي فرو ريختند.

در اين عمليات پايگاههاي هوايي شعيبيه و كوت در خاك عراق منهدم شدند و رسانه‌هاي بيگانه عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران را ستودند. از مهمترين نتايج اين عمليـات تضعيف روحيه خلبانان عراقي بود. آنها از فرماندهان خود مي‌پرسيدند كه برآوردهاي اطلاعاتي شما بيانگر زمين‌گير شدن نيروي هوايي ايران بود، چگونه پس از بمباران هوايي سنگين پايگاههاي نظامي ايران، اين كشور توانست عمليات هوايي مقابله به مثل را انجام دهد؟

 عراق سرمست از يورش رعدآساي خام  مستاصل از اين آمادگي رزمي خلبانان نيروي هوايي كشور اسلامي ايران دريافت كه در دام جنگي فرو غلتيده  كه نتايج آن بيش از اين غيرقابل پيش‌بيني خواهد بود.

ايران در طرح نبرد دفاعي البرز  خود براي مقابله با يورش ارتش عراق، نيروي هوايي  خود را از پيشدستـي در برابر دشمن منع كرده بود اين در شرايطي بود كه غافلگيري يكي از اصول جنگ است و پيش دستي نمودن يك تاكتيك مؤثر. با اين وجود نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران باز هم با تمام توان رزمي خود پاسخگوي اين عمليات نشد، بلكه تنها با دو گروه پروازي 3 ساعت بعد پيامي را به دشمن داد كه اگر بپذيرد، در همين مقطع از ادامه حملات خود منصرف شود و كار را به جنگ تمام عيار نكشاند. با اينحال دشمن بر نيت خود پاي فشرد و نيروي زميني خود را از مرزهاي خوزستان عبور داد و از آن پس بيش از2900 روز نيروي هوايي در جنگ بي‌امان و نبردهاي هوايي درگير گرديد كه تا آن موقع در هيچ جنگي تا اين حد حضور مستمر يك نيروي هوايي در جنگ به اثبات نرسيده بود.(6)

 ولي نيروي هوايي انقلاب اسلامي ايران توانست با اهداف عاليه امامي فرزانه و عارف بالله با هدايت فرزندان دلاور خود از قبيل شهيدان قكوري، عباس بابايي , حسين خلعتبري , عباس دوران , اردستاني و.......از كيان كشور و انقلاب در مقابل طرح هاي هوايي و تسليحات چندين كشور از قبيل فرانسه , روسيه و حتي امريكا كه  در سالهاي آخر جنگ هم تامين  بالگردهاي عراق را به عهده داشت و هم اطلاعات رزمي ماهواره‌اي را در اختيار ارتش بعثي صدام قرار مي‌داد با غرور  ديني و ميهني خود,  پيروزمند بيرون بيايد.

ايران كشور وسيع و پهناوري بود كه پايگاه هاي هوايي آن در سرتاسر خاك كشور پراكنده  شده و دسترسي به آن ها بسيار دشوار بود. در مقابل تمام اهداف  هوايي و سرزميني عراق در سال 1359  به دليل عدم برخورداري از عمق راهبردي دقيقاً در پشت مرزها متمركز و حمله به آن ها براي هواپيماهاي ايران بسيار آسان بود. در همان اوايل جنگ و قبل از آن به دليل حملات متناوب هوايي عراق، بخش اعظمي از نيروهاي هوايي ايران مهارت هاي اوليه ي خود را بازيافته و نه تنها متقابلاً پايگاه هاي هوايي عراق را مورد هدف قرار دادند، بلكه به نيروهاي زرهي و تانكهاي در حال حركت سريع به داخل كشور و همينطور يگان هاي دريايي و برخي اسكله هاي نفتي عراق كه در سرتاسر جنگ هشت ساله از جمله اهداف بسيار مهم و حياتي محسوب مي شدند، نيز حمله ور شدند.

عراق دريافته بود كه گذشت زمان بعد از حملات يكپارچه و منسجم نيروي هوايي ايران در روز دوم جنگ و سپس توقف نيروهاي زرهي و پياده آنها در نواحي مرزي به دليل استفاده ايران از نيروي هوايي خود در انهدام تانكها و نيروهاي زرهي آنان، نتيجه اي كه پيش بيني كرده بودند، را تامين نمي كند. نيروي هوايي ايران به دنبال آن تلاش كرد تا با حملهلات راهبردي به عمق عراق و به ويژه بغداد  پايتخت را در دو روز اول جنگ 5 بار مورد حمله هوايي خود قرار دهد و بدينوسيله ناامني را به كل كشور عراق در جنگ سرايت بدهد .

اگر دولت عراق مي دانست عمليات هوايي ايران چقدر موفقيت آميز خواهد بود، احتمالاً در موافقت با شروع جنگ ترديد بيشتري مي كرد. ايران توانسته بود با برتري هوايي  خود در هفته هاي اوليه جنگ  به خوبي با رفع موفقيت آميز تنش هاي زماني ميان ضرورت هاي سياسي و نظامي و تاثير بهت آور آن،  قدرت تفكر و تحليل نظامي فرماندهان عراقي را به طور موقت فلج سازد.

پس از آغاز حملات هوايي عراق نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بي درنگ آسمان كشور را با هواپيماهاي “ اف‌ـ14” و موشكهاي هوا به هواي فنيكس و رادارهاي پيشرفته آن به نام “AWG-9” در شش نقطه در سراسر مرز مشترك ايران و عراق پوشش داد و با فعال شدن رادارهاي تبريز، همدان، بوشهر و بهبهان و به پرواز درآمدن فانتومها (اف – 4) وتايگرها( اف-5)امنيت نسبي در مرزهاي هوايي را برقرار ساخت. با راه‌اندازي توپهاي 35 ميلي‌متري اورليكن و توپهاي23 ميلي‌متري و موشك‌هاي زمين به هواي راپير و هاوك نيز، در دفاع از حريم هوايي پايگاههاي هوايي و ايستگاههاي رادار و برخي مكانهاي مهم و استراتژيك كشور مانند جماران كه محل سكونت و مقر بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران بود، نيروي هوايي بعنوان نخستين نيروي مسلح آماده كشور وارد جنگ تمام عيار و ناخواسته‌اي  شود.

روز يكم مهرماه 59 در طلوع آفتاب و آغاز روشنايي روز با اعلام رمز “ كمان‌ـ99” يكصد و چهل فروند هواپيماي جنگنده‌ بمب‌افكن پايگاههاي هوايي كركوك، موصل، رشيد حبانيه، كوت، ناصريه، شعيبيه، المثني و برخي فرودگاههاي ديگر را در حد فاصل مدار ْ30 درجه شمالي تا ْ37 درجه شمالي در سراسر خاك عراق بمباران كردند و برخي از اين پايگاهها تا مدتها توان عملياتي خـود را از دست داده بودند پايگاه هوايي استراتژيك عراق همچون الرشيد در شمال بغداد تنها توانست سه ماه بعد در تاريخ 7/9/59 نخستين پروازهاي خود را در پي بمبارانهاي  شديد نيروي هوايي  كشوراسلامي ايران  به صورت محدود آغاز نمايد.

عكس‌هاي از نمايش نتايج عمليات هوايي ايران در عراق در اوايل جنگ 1359

 

نيروي هوايي در اين عمليات راهبردي خود در يك روز  بيش از پانصد هزار پوند مهمات جنگي را بر پايگاههاي هوايي عراق فرو ريخت و بدون آنكه درخواستي از سوي نيروي زميني ارتش وجود داشته باشد، با هدف جداسازي منطقه نبرد يا همان عمليات ممانعت هوايي(7) 55 پادگان و اردوگاه را در داخل خاك عراق و در شرق اين كشور به منظور كند كردن حركت ارتش عراق در خاك جمهوري اسلامي ايران بمباران نمود.

در قالب اين راهبرد  نيرومند هوايي ايران، مأموريت‌هاي ديگر راهبردي هوايي عليه منابع و زيرساختهاي كشور عراق طراحي و آغاز گرديد. انهدام پالايشگاه‌ها و مراكز توليد فـرآورده‌هاي نفتـي و مراكز توليد نفت و قطع صدور نفت خام عـراق توأم با انهدام تلمبه‌خانه‌ها، بنادر، اسكله‌ها و ترمينالهاي نفتي در سرزمين عراق از آن ميان بود. عمليات استراتژيك انهدام پالايشگاه‌ها با انجام  صدها سورتي پرواز و فرو ريختن  بيش از چهارصد و ده هزار  پوند مهمات جنگي هوايي بر اهداف شامل پالايشگاه‌ها و مراكز نفتي و همچنين بيش از يك صد و سي و شش هزار پوند مهمات عليه  زير ساخت هاي صنعتي دشمن  به مدت 40 روز  به شدت ادامه يافت. (نمودار -1)

 

 

بدنبال اين عمليات و قدرت‌نمايي نهاجا در ادامه آن، تلاش‌هاي ميانجي‌گرايانه ضياءالحق رئيس جمهور پاكستان كه خود يك نظامي بلند پايه بود و حبيب شطي سياستمدار معروف عرب براي نجات غرب و صدام حسين زمامدار عراق آغاز  گرديد.

به طور كلي در راستاي عمليات راهبردي هوايي در شش ماه آغازين جنگ و پيش از فرا رسيدن سال 60 و انجام عمليات هوايي الوليد و قبل از شروع عمليات مشترك ثامن‌الائمه، طريق‌القدس، فتح‌المبين و بيت‌المقدس نيروي هوايي بيش از يازده ميليون پوند مهمات جنگي هوايي روي اهداف دشمن فرو ريخت و علاوه برمتوقف نمودن دشمن در سرزمينهاي اشغالي و بدست آوردن زمان براي حضور كامل نيروي زميني ارتش و ساير نيروها در جبهه‌ها فراهم ساخت. حمله به زيرساختهاي اقتصادي و شبكه صدور نفت عراق نيز ادامه مطمئن جنگ را براي صدام بسيار مشكل كرد.

نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران توانست در آغاز جنگ در سراسر جبهه‌هاي زميني، دريايي و هوايي نبردهاي هوايي را در ميادين زمين به هوا، هوا به سطح و هوا به هوا اداره  نمايد تا زمان لازم و كافي را براي حضور ساير نيروهاي رزمنده در ميدان فراهم آيد . پدافند هوايي، عكسبرداري تاكتيكي هوايي، پشتيباني آتش هوايي، قطع خطوط مواصلاتي و عمليات حمل و نقل هوايي و انتقال مجروحين و جابجايي نيروهاي رزمنده را براي نيروهـاي مانوري زميني فراهم ساخته و درقطع خطوط مواصلاتي و جداسازي نيروهاي دشمن نقشي فعال داشت.

به همين روي امواج حملات هوايي بعدي نيروي هوايي عراق قابل اعتنا نبود و خلبانان آنها با انگيزه كمي بمب‌هاي خود را در بيابانهاي ايران رها كرده و از رفتن روي هدفهاي تعيين شده پرهيز مي‌نمودند، زيرا دريافته بودند كه تبليغاتي نادرست عليه نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته و در بيان عدم كارآيي اين نيرو گزافه گويي شده است.  بر خلاف آراء نظريه پردازان غرب و اطلاعات نظامي كه در محافل عملياتي نيروي هوايي عراق مطرح مي‌گرديد نيروي هوايي ايران  توانسته بود ارزشهاي اسلامي  و ملي خود را به اثبات برساند.

 نيروي هوايي نيز در جنگ هاي دريايي بي‌شك از اساسي‌ترين نقش خود در حمله به اهداف دريايي و  دفاع و پشتيباني مقتدارنه از نيروي دريايي  غرورآفرين كشور  و حمل ايمن و بدون خطر براي نفتكش‌هاي صادرات نفت  با اقتدار دفاع كرد و توانست دشمن را نا اميد سازد. نيروي هوايي با پروازهاي مراقبت مسلحانه هوايي ، دفاع هوايي را فراهم آورد و خدمات پشتيباني رزمي را در حدود بيست هزار سورتي پرواز ترابري پوشش دهد.

فرماندهي پدافند هوايي اين نيرو كه در حقيقت يك يگان تاكتيكي بود و در مأموريت‌هاي دفاع هوايي تاكتيكي مي‌بايست نقش خود را ايفا نمايد، مسئوليت دفاع هوايي استراتژيك كشور را  نيز بر عهده گرفت و با وجود عـدم تطبيق تسليحات تاكتيكي متعلق به اين يگان با حملات هوايي استراتژيك دشمن ( مثل حمله هوايي به مراكز اقتصادي، سياسي فرهنگي مراكز توليد نفت و توليد انرژي الكتريسيته) توانست از مراكز فرهنگي، اقتصادي و سياسي و نظامي كشور دفاع كند و تعداد زيادي از هواپيماي دشمن را سرنگون ساخته و يا دست كم مورد اصابت جنگ‌افزارهاي خود قرار دهد. شمار60 نفر از خلبانان دشمن را اسير و  56 نفر از آنان را به هلاكت رساند كه هويت 13 نفر از آنان معلوم نشد.

 

عكس 2: هواپيماي شكاري اف-5 اف در حال گشت‌زني هوايي

 

استراتژي فلج راهبردي  نيروي هوايي ايران  

عمليات مقابله با قدرت هوائي دشمن با هدف كسب  حاكميت يا سيادت هوائي(8) در مرحله نخست و در مراحل بعدي كسب برتري هوائي(9) و يا حداقل كسب برابري هوائي(10) انجام مي گيرد.

به دستور فرمانده وقت نيروي هوايي سرلشكر خلبان شهيدجواد فكوري، عمليات فلج استراتژيكي نيروي هوايي دشمن آغاز و تا 45 روز ادامه يافت تا اينكه در نتيجه از دست رفتن برتري هوايي دشمن و افزايش مقاومت مردمي و تلاش رو به تزايد نيروهاي مسلح سطحي ايران،  ارتش عراق در داخل خاك كشور ايران متوقف گرديد.

عمليات هوايي ايران با رمز " كمان ۹۹" آغاز شد كه نمادي بود از پرتاب آتش خشم ملت ايران به سوي متجاوز و يادآور حماسه "آرش كمانگير" در تعيين مرزهاي دو كشور ايران و توران ، ضمن اينكه عدد ۹۹ از طرح ۹۹صفحه‌اي نبرد البرز الهام گرفته شده بود.

اين عمليات راهبردي به مفهوم در اختيار گرفتن زمان، براي تحقق انسجام بهتر ملي براي شروع عمليات تهاجمي موثر عليه نيروهاي متجاوز عرافي بود. امري كه يكسال طول كشيد و نتيجه آن آغاز عمليات تهاجمي زميني در مهرماه 1360 در عمليات ثامن الائمه شد.

 ايران با انجام 4966 سورتي عمليات پروازي در اولين ماه از جنگ،  توانست به مدت يكسال تا قبل از حمايت هاي شوروي و فرانسه در بازيافت قدرت هوايي عراق، نيروي هوايي عراق را از حضور جدي در فضاي عملياتي جنگ و در داخل كشور محروم نمايد كوردسمن و واگنر(1980) اين حقيقت را چنين بيان مي كنند:

 ........‌ عمليات‌ هوايي‌ ابتدايي‌ عراِ ق شكست‌ خورد، نيروهاي‌ هوايي‌ اين‌ كشور براي‌ ماهها از نبرد به‌ دور بود و  اغلب‌ نيروهاي‌ زميني‌ را درجنگ‌، به‌ حال‌ خودشان‌ رها مي‌كرد.(11)

 

به گزارش خبرگزاري رويتر در ششم مهرماه 1357 آقاي “ بولينت بن‌گل” وزير انرژي تركيه اظهار مي‌دارد كه ميزان واردات نفت از طريق خط لوله‌ي زاخو در خاك عراق به بندر “ يوموتاليك” در ساحل درياي مديترانه در خاك تركيه 35 ميليون تن در سال بوده است كه اكنون اين ميزان به طور كامل قطع گرديده است.

در هفته هاي آغازين جنگ حملات هوايي اين نيرو ميزان صادرات نفت عراق را كه روزانه سه ميليون و نيم بشكه نفت خام بود به 250000 بشكه در روز تفليل داد و تا پايان جنگ در همين ميزان باقي ماند و با بمباران هوايي نيروگاههاي توليد انرژي الكتريكي، اين كشور مجبور به خريد برق از كشورهاي سوريه و تركيه شد.

ضربات كاري بر پيكر اقتصاد، سياست و فرهنگ كشور عراق و بازداشتن عوامل توليدي اين كشور و منع واردات كالا در آغاز جنگ به اين كشور و بمباران‌هاي هوايي نيروهاي دشمن موجب توقف و زمين‌گير شدن نيروي زميني ارتش عراق در خاك خوزستان گرديد و زمان لازم براي متمركز شدن نيروهاي سطحي و يافتن خط تماس منطقي و تعريف شده براي بيرون راندن ارتش  بعثي صدام از داخل خاك ايران فراهم گرديد  آثار وضعي عمليات هوايي ايران عليه اهداف نظامي و اقتصادي دشمن  نيز در نتايج بعدي جنگ بي‌تاثير نبوده است :

الف : دشمن بعثي با گسترش تسليحات ضد هوايي و موشكي به اطراف پادگانها در عراق در حقيقت دفاع هوايي پايگاههاي هوايي و مراكز اقتصادي نفتي، نيروگاهها  خود را به شدت كاهش  داد .

 ب: عمليات هوايي  نيروي هوايي كشور اسلامي ايران با اين حجم  و  كميت غيرقابل پيش‌بيني عليه پادگانهاي نظامي عراق  توانسته بود موجب گسستگي اصل تمركز قواي پدافند هوايي دشمن  را در  جنگ موجب شود .

ب  : انهدام و ايجاد اختلال در انجام عمليات هوايي عراق  آنها را مجبور به استفاده از توان موشكي خود براي ضربه زدن به ايران كرد به گونه‌ايكه  جنگ موشكي عراق عليه ايران عملاً با  يك حمله سنگين موشكي انتقامي به پايگاه هوايي تبريز كه منجر به شهادت 39 نفر  شده , آغاز شد. 

          اجراي تقريباً بي نقص اين طرح درخشان در پايان هفته اول جنگ  ايران را صاحب برتري هوايي ساخت. البته نيروي هوايي ايران در هفته دوم نيز حمله به چند فرودگاه ديگر را ادامه داد، اما تلاش اصلي خود را متوجه پشتيباني از نيروي زميني كرده بود.

 

تغيير استراتژي نظامي عراق از هفته دوم

در پي ناكامي ارتش عراق در هفته اول بواسطه  حضور قدرتمندانه نيروي هوايي انقلاب اسلامي ابران در كل فضاي جنگ و تحميل شكست هاي مهلك  در حوزه  نبرد هوايي و زمين گير شدن نيروهاي انها  در نتيجه عدم پشتيباني هوايي و همينطور  مقاومت مردمي ملت  در همراهي از نيروهاي رزمي در مناطق تحت اشغال   موجب نمودار شدن چشم انداز شكست در  ادامه جنگ براي  رژيم عراق شد. لذا  بر آن شد تا قبل از اين كه فرصت را از دست بدهد، با حفظ مناطق اشغالي و از موضع برتر ضمن فعال شدن مسائل ديپلماتيك و همراه ساختن مجامع بين المللي، جمهوري اسلامي را كه تصور مي كرد خواهان پايان جنگ است، به صلح وادار كند. مقامات عراق كه از سقوط كامل خوزستان و سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي سخن به ميان مي آوردند، اعلام كردند حاضرند با جمهوري اسلامي از طريق سازمان هاي بين المللي وارد مذاكره شده، آتش بس يك جانبه اعلام كنند.

در صورت پذيرش مذاكره از سوي جمهوري اسلامي، عراق با توجه به امتيازات بسياري كه به خاطر تصرف بخش هايي از خاك ايران به دست آورده بود، مي توانست زمان را به نفع خود در  را روند مذاكرات در اختيار بگيرد. غرب و بخصوص امريكا و همچنين مرتجعين عرب نيز كه منتظر نتيجه نهايي عمليات عراق بودند، با مقاومت غير منتظره اي كه از سوي مردم انقلابي  و قدرت نظامي كشور در هوا , دريا و زمين مشاهده كردند، فعاليت هاي صلح خواهانه خود را آغاز كرده، و هيأت هايي را به دو كشور روانه ساختند. مقامات جمهوري اسلامي به خوبي درك كرده بودند تا زماني كه عراق در داخل خاك ايران حضور دارد، پذيرش هرگونه مذاكره با توجه به سوابق عراق نتيجه اي جز در اختيار نهادن اهرم هاي قوي به اين كشور و استكبار در بر نخواهد داشت. جمهوري اسلامي ايران با شروع تبليغات و پيشنهادات صلح آميز اعلام كرد تا وقتي يك سرباز عراقي در خاك جمهوري اسلامي ايران باقي است، حاضر به مذاكره با عراق نيست. اين موضع گيري قاطعانه با توجه به زمينگير شده ارتش عراق، جنگ را وارد مرحله ي جديدي كرد.

پس از ناكامي حزب بعث در تحميل صلح سياسي، ادامه جنگ تنها راه بود، چرا كه عقب نشيني ارتش بدون توجيهي منطقي و مناسب، مي توانست عواقب خطرناكي براي نظام عراق، به بار آورد. در نتيجه ارتش عراق بايد سريعاً در جبهه هاي جنگ فعال مي گرديد. لذا پس از وقفه اي هر چند كوتاه (يكي دو روزه)، كه در جبهه هاي جنگ ركود ايجاد شده بود، مرحله دوم تهاجم عراق با استراتژي، تاكتيك و اهداف جديدي آغاز شد. اين مرحله كه از پايان هفته اول شروع شد، ويژگي هايي داشت كه اهم آن به شرح زير است:

1-     تغيير استراتژي نظامي

حضور قدرتمندانه ايران در دفاع و عمليات هوايي  سبب شد تا فرماندهان نظامي عراق با شكست در مرحله اول جنگ كه پيروزي با عمليات رعدآسا را در فكر خام خود مي‌پروراندند،  , ادامه جنگ  را با تغييري آشكار در استراتژي همراه سازند. عراق ناچار شد با  توجه به استراتژي مقاومت همه‌جانبه ايران در سه عرصه هوا، ‌زمين و دريا، استراتژي جنگ سريع   خود را به يك  استراتژي جنگ فرسايشي تبديل كند. امري كه از لحاظ نظامي مطلوب قواي ايراني بود نه آنها. 

2-      تغيير اهداف عملياتي

استراتژي جديد منجر به تغييرات در اهداف نظامي و محورهاي عمليات شد. قرائن نشان مي دهند كه هدف اصلي در مرحله آغازين جنگ، حداقل اشغال خوزستان بوده است، اما در مرحله جديد اهدافي به شرح زير در دستور كار ارتش عراق قرار گرفت:

          الف- اشغال برخي نقاط مهم واستراتژيك جهت بهره برداري سياسي.

          ب- دستيابي به يك خط پدافندي مناسب و منطقي جهت حفظ مناطق اشغالي.

          ج- تأمين حداقل اهداف عراق در جنگ متناسب با ادعاهاي اين رژيم نسبت به قرارداد الجزاير.

موفقيت نبرد برتري هوايي ايران و تأثيرات چشمگير آن، به تحقق اين ضرورت سياسي عراق كه جنگ بايد با سرعت، قاطعانه  ادامه و سپس خاتمه يابد آسيب جدي وارد ساخت.. هرچند تاريخ نويسان اين جنگ نوعا نبردهاي هوايي و زميني را از هم جدا نموده و زمان زيادي را صرف پرداختن به جزييات نبرد زميني مي كنند، اما سرعت دستيابي به هدف هاي نظامي، تا حد زيادي ناشي از برتري هوايي و پشتيباني هوايي بود.

"خلبان هاي ايراني به خوبي نشان داده اند كه مي توانند به سرعت خود را با شرايط مطابقت داده و راه هاي مقابله با تهديد ها را به زودي بيابند. بنابراين ناچيز گرفتن قدرت، توانايي ها و آمادگي نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران مي تواند نتايج فاجعه باري براي طرف هاي ديگر جنگ به بار بياورد."(12)

 

تحليل بكارگيري قدرت هوايي در جنگ ايران – عراق(كوردسمن  و  واگنر ، 1379)

  • هنگامي‌ كه‌ جنگ‌ آغاز شد، عراِ ق پنج‌ لشگر در شمال‌ داشت‌؛ بيش‌ از دو لشگر در جبهه‌ مركزي‌ از بغداد حفاظت‌ مي‌كرد؛ و بيش‌ از پنج‌ لشگر در جنوب‌ داشت‌. پنج‌ لشگر موجود درجنوب‌ شامل‌ سه‌ لشگر زرهي‌ و دو لشگر مكانيزه‌ بود. بعد از اينكه‌ جنگ‌ شروع‌ شد اين‌ نيروهاي‌ عراقي‌ بشدت‌ به‌ كار گرفته‌ شدند. در مقابل‌، ايران‌ فقط‌ چهار لشگر از نه‌ لشگر كم‌ قدرتش‌ را در طول‌ مرز 1300 كيلومتري‌ داشت‌.
  • حمله‌ هوايي‌ اوليه‌ و تجاوز زميني‌ هر دو آن‌قدر بد طراحي‌ و اجرا شدند كه‌ تقريباً تمام‌ برتريهاي‌ ابتدايي‌ عراِ ق كه‌ از غافلگيري‌، نيروهاي‌ برتر، و آشفتگي‌ نيروهاي‌ نظامي‌ ايران‌ به‌ دست‌ آمده‌بود، از بين‌ رفت‌.
  • عراِ ق از قدرت‌ هوايي‌ برداشت‌ واقعي‌ نداشت‌. طرح‌ريزي‌ و عملياتش‌ فاقد هرگونه‌ انسجام‌ واقعي‌ يا كارآمدي‌ بيش‌ از سطح‌ فردي‌ بود. عراِ ق لزوم‌ تمرينات‌ در مقياس‌ وسيع‌ و آزمايش‌ عملي‌ طرحهايش‌ را درك‌ نمي‌كرد. اين‌ كشور براي‌ حمله‌ هوايي‌ و دفاع‌ هوايي‌ به‌ طور يكسان‌ آمادگي‌ نداشت‌. (كوردسمن، 1379)
  • در همين‌ حال‌ نيروي‌ هوايي‌ ايران‌ نه‌ تنها از حملات‌ عراِ ق تقريباً صحيح‌ و سالم‌ جان‌ به‌ دربرد، بلكه‌ بسرعت‌ به‌ حالت‌ ضدهجومي‌ رفت‌. نيروي‌ هوايي‌ درحالي‌ كه‌ از پاكسازيهاي‌ دوران‌ انقلاب‌ رنج‌ مي‌برد، مي‌توانست‌ خلبانهاي‌ كافي‌ را بسيج‌ كند تا از اين‌ واقعيت‌ كه‌ هواپيماها، مهمات‌، و آموزش‌ بهتري‌ از امريكا، نسبت‌ به‌ آنچه‌ كه‌ عراِ ق از شوروي‌ دريافت‌ كرده‌بود، بهره‌ ببرد. درنتيجه‌، ايران‌ توانست‌ كه‌ در 23 سپتامبر 1980 حدود يكصد سورتي‌ پرواز عليه‌ عراِ ق انجام‌ دهد.
  • توانايي‌ انجام‌ پرواز ايران‌ بسرعت‌ به‌ كمتر از 500 سورتي‌ در روز كاهش‌ يافت‌، اين‌ حملات‌ براي‌ عراِ ق هنوز هم‌ به‌ عنوان‌ ضربه‌اي‌ قابل‌ ملاحظه‌ بود. ايرانيها همچنين‌ توانستند در طول‌ دورة‌ ابتدايي‌ جنگ‌ در بيشتر جنگهاي‌ هوايي‌ پيروز شوند، و با آنكه‌ مي‌توانستند تعداد پروازهاي‌ محدودي‌ را انجام‌ دهند گاهي‌ اوقات‌ موفقيت‌ بالايي‌ را در ارائه‌ حملات‌ هوايي‌ در ارتفاع‌ پايين‌ برعليه‌ هدفهاي‌ عراقي‌ به‌ اثبات‌ رساندند.
  • نيروي‌ هوايي‌ عراِ ق تقريباً آسمان‌ را رها كرد. ميزان‌ پروازهاي‌ عراِ ق بجز زماني‌ كه‌ صدام‌حسين‌ به‌ دنبال‌ نيل‌ به‌ جلوه‌ و اقدامي‌ تلافي‌جويانه‌ استراتژيك‌ در مقابل‌ ايران‌ بود، به‌ كمترين‌ حد تنزل‌ پيدا كرد. تعدادي‌ از هواپيماهاي‌ عراِ ق در كشورهاي‌ جنوبي‌ خليج‌ ( فارس)  پخش‌ شدند، و بقيه‌ به‌ پايگاههاي‌ غرب‌ عراِ ق پرواز داده‌ شدند. با آنكه‌ هواپيماها و خلبانهاي‌ عراقي‌ به‌ طور جداگانه‌ نسبت‌ به‌ هواپيماها و خلبانهاي‌ ايراني‌ پايين‌تر بودند، مهم‌ است‌ اشاره‌ شود كه‌ اين‌ عقب‌نشيني‌ از آسمانها علي‌رغم‌ اين‌ حقيقت‌ اعمال‌ شد، كه‌ آنها نسبت‌ به‌ ايران‌ برتري‌ توان‌ عملياتي‌ 3 به‌ 1 تا 4 به‌ 1 داشتند.
  • ...... ايران‌ در اولين‌ روز جنگ‌، شروع‌ به‌ محاصرة‌ شط‌العرب‌ و بصره‌ كرد و از آتش‌ توپخانه‌ براي‌ تعطيل‌ كردن‌ تأسيسات‌ بارگيري‌ نفتي‌ عراِ ق در فاو استفاده‌ كرد. حدود 62 كشتي‌ و تانكر بسرعت‌ در شط‌العرب‌ به‌ دام‌ افتاده‌ ........هواپيماهاي‌ ايراني‌ در 6 اكتبر 1980 تعداد زيادي‌ از اين‌ كشتيها را براي‌ بستن‌ اين‌ كانال‌ غرِق كردند.
  • حملات‌ هوايي‌ ايران‌ در 13 اكتبر 1980 عراِ ق را به‌ سمت‌ توقف‌ موقتي‌ پمپاژ كردن‌ از ميدان‌ كركوك‌ سوِ داد، و ايران‌ عراِ ق را مجبور كرد در ماه‌ دسامبر ـ زماني‌ كه‌ حملات‌ هوايي‌ ايران‌ كارخانه‌هاي‌  پشتيباني نيروي‌ عراِ ق در ناصريه‌ را منهدم‌ كرد ـ اقدام‌ به‌ كاهش‌ زياد نيرو كند.
  • نيروي‌ هوايي‌ عراِ ق بسياري‌ از هواپيماهايش‌ را پس‌ از حملات‌ هوايي‌ متقابل‌ ايران‌ در 23 سپتامبر 1980، در ساير كشورهاي‌ عربي‌ پخش‌ كرده‌ بود. عراِ ق اين‌ هواپيماها را پس‌ از يك‌ هفته‌ تا ده‌ روز برگرداند و پس‌ از آن‌ عموماً واحدهاي‌ هوايي‌ را خارج‌ از نبرد قرار داد. افسران‌ عراقي‌ ذكر مي‌كنند كه‌ دلايل‌ متعددي‌ براي‌ اين‌ فعاليت‌ محدود وجود داشت‌. اولين‌ دليل‌ اين‌ بود كه‌ خلبانهاي‌ عراقي‌ براي‌ برنده‌ شدن‌ در جنگ‌ هوايي‌ در مقابل‌ خلبانهاي‌ ايراني‌، كمبود تجهيزات‌ الكترونيك‌، آموزش‌، و مهمات‌ هوا به‌ هوا داشتند. آنها از آموزش‌ جنگ‌ هوا به‌ هوا در شرايط‌ جنگي‌ شبيه‌سازي‌ شده‌ كمي‌ نيز برخوردار بودند، و قسمت‌ بيشتر آموزش‌ آنها در هواي‌ خوب‌ و در ارتفاعات‌ نسبتاً بالا انجام‌ شده‌بود. سومين‌ دليل‌، كمبود فرصتهاي‌ هدف‌ تاكتيكي‌ بود كه‌ به‌ خطرانداختن‌ خلبانها و هواپيماهاي‌ كمياب‌ را تبرئه‌ مي‌كرد، و چهارمين‌ دليل‌ اين‌ بود كه‌ صدام‌ حسين‌ دستور داد نيروي‌ هوايي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ دفاع‌ نهايي‌ براي‌ نيروهاي‌ زميني‌ و سرزمين‌ عراِق حفظ‌ شود.
  • درگيريهاي‌ هوايي‌ اوليه‌ طي‌ روزهاي‌ اول‌ جنگ‌ بندرت‌ بقاي‌ نيروي‌ هوايي‌ عراِ ق را تهديد مي‌كرد ـ ايران‌ از نظر عده‌ و قابليت‌ مديريت‌ نبرد براي‌ صف‌آرايي‌ كارآمد در صحنه‌ هوايي‌ كمبود داشت‌ ـ اما ايران‌ همواره‌ در جنگهاي‌ هوايي‌ كه‌ به‌ وقوع‌ مي‌پيوست‌ پيروز بود و خلبانهاي‌ عراقي‌ را وادار مي‌كرد كه‌ نبرد را ترك‌ و فرار كنند. ضربات‌ نسبتاً كمي‌ در هر حمله‌ هوايي‌ يا شليك‌ موشكي‌ وجود داشت‌ اما ايران‌ نيز در بيشتر روياروييها كه‌ به‌ يك‌ ضربه‌ يا تلفات‌ منجر مي‌شد، پيروز بود. به‌ طور كلي‌ هر دو طرف‌ دريافتند كه‌ رساندن‌ يك‌ رويارويي‌ هوابه‌ هوا به‌ نقطه‌ نابودي‌ مشكل‌ باشد و بيشتر اقدام‌ به‌ شليك‌ مي‌كردند تا ضربه‌ زدن‌ به‌ طرف‌ مقابل‌. 
  • پيروزي‌ (هوايي‌) ايران‌ در روزهاي‌ اول‌ جنگ‌ و قدرت‌ انجام‌ بيش‌ از يكصد سورتي‌ پرواز در روز دوم‌ جنگ‌، به‌ عراِ ق تصويري‌ اغراِق آميز از قابليتهاي‌ هوايي‌ ايران‌ داد كه‌ براي‌ مدتي‌ ادامه‌ داشت‌. عراِ ق به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ همانند ايران‌ از نظر حمله‌ به‌ شهرها و تأسيسات‌ كليدي‌ آسيب‌پذير است‌ و به‌ طور بالقوه‌ به‌ دليل‌ كمي‌ عمق‌ استراتژيك‌، نسبت‌ به‌ حملات‌ عليه‌ پايگاههاي‌ هوايي‌ آسيب‌پذيرتر است‌. طراحان‌ عراقي‌ در اثر ناكارآمدي‌ عملي‌ شبكه‌ رادارهاي‌ ساخت‌ شوروي‌ و موشكهاي‌ سطح‌ به‌ هوا، در مقابل‌ حملات‌ با ارتفاع‌ كم‌ ايران‌ نيز غافلگير مي‌شد.
  •  عراِ ق نه‌ تنها نتوانست‌ نيروي‌ هواييش‌ را بهبود بخشد، بلكه‌ نتوانست‌ شبكه‌ فرماندهي‌ و كنترل‌ خود را نيز بهبود ببخشد يا موشكهاي‌ سام‌ ـ 6 بيشتري‌ ـ تنها سيستم‌ عمده‌ ساخت‌ شوروي‌ با قابليت‌ انهدام‌ در ارتفاع‌ كم‌ كه‌ عراِ ق دارا بود ـ به‌ دست‌ آورد. عراِ ق فقط‌ با حدود 25 آتش‌ بار‌ سام‌ ـ 6 جنگ‌ را شروع‌ كرده‌ بود. اين‌ امر ناگهان‌ عراِ ق را مجبور كرد براي‌ يافتن‌ جايگزينهايي‌ براي‌ دفاع‌ منطقه‌اي‌ كارآمد تلاش‌ كند. عراِ ق توپهاي‌ ضدهوايي‌ را مستقر كرد، براي‌ تأسيسات‌ و تجهيزات‌ كليدي‌ خاكريز و كيسه‌ شني‌ فراهم‌ آورد، و براي‌ دفاع‌ نقطه‌اي‌ از اهداف‌ كليدي‌ اقتصادي‌ و نظامي‌ موشكهاي‌ زمين‌ به‌ هوا با برد كوتاه‌ خريداري‌ كرد. اين‌ اقدامات‌ تا حدودي‌ موفقيت‌آميز بود، گرچه‌ هواپيماهاي‌  F-4 ايران‌ كه‌ به‌ عنوان‌ تهديد مطرح‌ بودند ـ كه‌ مي‌توانستند در يك‌ نبرد هوايي‌ شديد برفراز بغداد به‌ پرواز ادامه‌ دهند ـ راكتور هسته‌اي‌ عراِ ق در تويته‌   را در 10 سپتامبر 1988 بمباران‌ كردند، و حتي‌ به‌ يكي‌ از غربي‌ترين‌ پايگاههاي‌ هوايي‌ در عمق‌ سرزمين‌ عراِ ق(الوليد) ضربه‌ زدند.
  • عراِ ق هرگز موفق‌ نشد يك‌ قابليت‌ دفاع‌ هوايي‌ ملي‌ كارآمد ايجاد كند كه‌ بتواند در بقيه‌ دوره‌ جنگ‌ زير ارتفاع‌ متوسط‌ عمل‌ كند، و اين‌ كاهش‌ سريع‌ توان‌ عملياتي‌ هوايي‌ ايران‌ بود ـ نه‌ دفاع‌ هوايي‌ عراِ ق ـ كه‌ سرانجام‌ عراِ ق را مصون‌ داشت‌. در حقيقت‌، اگر ايران‌ توانايي‌ استفاده‌ از قدرت‌ هوايي‌ خود را حفظ‌ كرده‌بود، ممكن‌ بود بخوبي‌ بتواند به‌ تأسيسات‌ نفتي‌ عراِ ق خسارت‌ كافي‌ وارد كند تا عراِ ق را علي‌رغم‌ دريافت‌ كمكهاي‌ فراوان‌ اقتصادي‌ از كويت‌ و عربستان‌ سعودي‌، فلج‌ سازد.
  • در حكم‌ استفاده‌ از نيروي‌ هوايي‌ در تهاجم‌ دريايي‌، ايران‌ كشتيهاي‌ متعددي‌ را در اوايل‌ جنگ‌ بمباران‌ كرد اما بعدها انگيزه‌ بيشتري‌ براي‌ انجام‌ اين‌ كار نداشت‌. هواپيماهاي‌ عراقي‌ به‌ طور پراكنده‌ به‌ بنادر غربي‌ ايران‌ حمله‌ كردند، اما هرگز قدرت‌ كافي‌ براي‌ تأثيرگذاري‌ زياد نداشتند. عراِ ق نتوانست‌ از نيروي‌ هوايي‌ خود به‌ مثابه‌ جايگزيني‌ براي‌ كشتيها استفاده‌ كند، زيرا نيروي‌ هواييش‌ را براي‌ جنگ‌ دريايي‌ سازماندهي‌ نكرده‌، آموزش‌ نداده‌ و تجهيز نكرده‌ بود. عراِ ق فاقد هرگونه‌ هواپيماي‌ گشتي‌ دريايي‌ بود و هيچ‌گونه‌ هواپيماي‌ مجهز به‌ موشكهاي‌ هوا به‌ كشتي‌ نداشت‌(13). .................

 

آمار پرواز هاي  عملياتي  نيروي هوايي در طول جنگ تحميلي

حضور بي وقفه جنگنده هاي نهاجا بهمراه ساير هواپيماها از جمله سوخترسان. ترابري و عكاسي درصحنه هاي نبرد با دشمن متجاوز درواردآوردن ضربات مهلك به نيرو هاي سطحي دشمن و نيز مناطق حساس و حياتي آ نها در طول جبه هاي نبرد حتي در عمق خاك دشمن موجب شكست دشمن گرديد.بطور كلي پروازهاي انجام شده توسط نهاجا بشرح زير مي باشد:

 عمليات برون مرزي:

انجام ماموريتهاي ويژه ايكه بر عليه مناطق حساس نظامي و نقاط استراتژيك و حياتي و اقتصادي دشمن صورت گرفت در به شكست كشاندن دشمن بسيار موثر بود. بطوريكه اين پروازهاي جسورانه،نهاجا رادرجايگاه ويژه اي قرار داد. در اين رابطه جمعأ تعداد 0240 ا سورتي پرواز توسط جنگنده هاي نهاجا صورت بذيرفت.

عمليات پشتيباني نزديك:

حمايت و پشتيباني از نيرو هاي سطحي در طول مرزهاي مشترك و در هر نقطه ايكه نيرو هاي خودي عملياتي را بر عليه دشمن آ غاز مي نمودند توسط هواپيما هاي جنگنده صورت مي گرفت. قطع خطوط مواصلاتي دشمن از جمله اهداف اين پروازها بود تا جائيكه دشمن به حدي زمين گير مي شد و از حركت مي ايستاد كه تاكتيكهاي طرحريزي شده آ نان را غير ممكن مي ساخت.

انجام اينگونه پروازها باعث مي گرد يد كه نيرو هاي سطحي دشمن اعم از زميني و يا دريائي ضربات مهلكي را دريافت نمايند. بطوريكه تعداد زيادي تانك و توپ دشمن در اين ميان منهدم مي گرديد. جمعاً تعداد11944  سورتي پرواز پشتيباني نزديك در طول جنگ تحميلي بر عليه دشمن انجام گرد يده است..

 عمليات پوشش هوايي:

اسكورت هوائي كاروانهاي كشتيهاي تجاري و نفت كشها و نيز انجام عمليات هوائي درمقابل حملات هوائي دشمن.حفاظت از نيرو هاي خودي و مراكز حساس و حياتي كشور تماماً توسط پروا زهاي پوششي صورت مي گرفت بطوريكه بهنگام انجام اين گونه پروازها هواپيما هاي دشمن نيز درگيري هاي هوايي به وجود مي آوردند كه در اين رابطه تعداد زيادي از هواپيما هاي رژيم بعثي مورد اصابت موشكهاي هواپيماهاي خودي قرار گرفته و منهدم شدند. در مجموع تعداد 80089 سورتي پرواز پوشش هوائي و رهگيري توسط جنگنده هاي نهاجا صورت گرفته كه اثرات قابل توجهي در روند جنگ تحميلي داشته است.

عمليات پشتيباني و تداركاتي:

انجام پروا زهاي پشتيباني توسط هواپيما هاي ترابري بطور شبانه روزي جهت تسريع در جا بجائي نيرو هاي رزمنده - حمل مجروحين جنگي و سايي اقدامات ضروري جنگ از جمله امداد رساني توسط 18130سورتي پرواز هواپيما هاي ترابري نهاجا صورت پذيرفت.

عمليات عكس برداري هوائي:

بمنظور آ گاهي يافتن از محل استقرار نيرو هاي دشمن در سرتاسر جبهه ها و چگونگي آرايش نظامي آ نان و نيز براي درهم كوبيدن محل هاي حساس نظامي و اقتصادي عراق ازعمق خاك آن كشور نيازبه استفاده از عكسهاي هوائي بود.اين امر با جسارت تمام توسط خلبانان هواپيما هاي عكاسي در مناطق عملياتي و نيز عمق خاك دشمن انجام مي گرفت. روند عكسبرداري هوائي از مناطق عملياتي و نيز تا عمق خاك عراق تا پايان جنگ ادامه داشته بطوريكه در طول هشت سال دفاع مقدس جمعاً تعداد311سورتي پرواز ماموريت عكسبرداري در بدترين شرايط جنگي انجام شده است.

‏عمليات سوخترساني و پشتيباني:

حمايت بي وقفه هواپيما هاي تانكر و سوخترسان در آ سمان پهناور جمهوري اسلا مي ايران از هواپيما هاي جنگنده خودي در طول جنگ تحميلي ادامه داشت. همچنين امور پشتيباني جنگ اعم از تداركات نظامي« حمل تجهيزات و سلاح و مهمات و ساير اقلام مورد نياز جبهه ها با تعداد287/15سورتي پرواز توسط هواپيما هاي سوخترسان و پشتيباني كننده نهاجا انجام شده است.

 

نتيجه گيري

نيروي هوايي ايران در دفاع مقدس توانست، با كسب برتري هوايي در ماههاي اول جنگ به ويژه در همان هفته اول، زمان را به ضرر نيروهاي عراقي و همينطور شكست تمركز نيروهاي سه گانه عراق در ادامه حمله و پيشروي در خاك ايران، روند سازگاري  سياستمداران ايراني را با ضرورتهاي نظامي تسهيل ببخشند. اين فرآيند ضمن خارج ساختن  كنترل زمان و ابنكار عمل كه در بك جنگ سريع و رعدآسا به شدت مورد تاكيد و علاقه فرماندهان نظامي عراقي بود توانست ضمن سوق دادن جنگ به حوزه راهبرد فرسايشي و مقاومت پايدار، همچنين به نيروهاي  مسلح سطحي جمهوري اسلامي ايران  كمك كند تا طي يك بسيج همگاني هم لايه هاي دفاعي حود را ايجاد و تقويت كنند و هم اينكه با طولاني ساختن جنگ در شروع سال دوم جنگ سلسله عمليات تهاجمي خود را براي معكوس سازي نتايج جنگ با موفقيت آغاز نمايند.  

 

ما در اين جنگ آموختيم:

1-  دفاع  مقدس هوايي در برابر تجاوزات دشمن بعثي يك سال و نيم قبل از شروع جنگ آغاز شده بود و هنوز هم ادامه دارد. شاهد مدعاي ما  خلبانان شهيد  و آزاده  و كثرت عمليات هاي مقابله با تهديدات  هوايي عراق ما، قبل از آغاز رسمي جنگ  و بعد از آن مي باشد. يعني ما جنگيدن قبل از جنگ را در عرصه هوا در دفاع از ارزشهاي انقلاب آموختيم.

2-  هرجنگي ايجاد يك تاثير خود ايمني در خاطره ژنتيك دفاعي هر  ملت ايجاد مي كند جنگ 8 ساله و دفاع مقدس تاثير ذاتي خود را در حافظه قدرت دفاعي ملت ما گذاشته است و قدرت هوائي كشور نيز در اين وراثت  افزايش توانمندي ژنتيك دفاعي نيز سهم ويژه خود را دارد عمليات بزرگ مشترك و مستقل ما در همه جنگ به همراه  تجربه دهها شهيد خلبان در خلال جنگ به توانمندي مضاعف در جنگ هاي آينده  به ما بخشيده است .

3-  ما آموختيم اگر نتوانيم حتي بازدارندگي در برابر دشمن هر اندازه كه قوي تر باشند در تعرض و جنگ  كردن ايجاد كنيم ، قادريم با افزايش تدريجي قدرت مقاومت خود ، ملت را از عواقب تهاجم آنها مصون سازيم چون تا ماداميكه دشمن نتواند به اهداف خود برسد كه همانا خروج  ما از دايره اراده ادامه جنگيدن است و تسليم شدن  ، ما پيروز ميدان جنگيم .

4-  ما آموختيم كه اگر دشمن را عقبه به ظاهر ناپيداي از همگرايي قدرت هاي شرق و غرب  با او باشد باز هم مي توان با آنها جنگيد و حتي اگر 8 سال طول بكشد ما تا آخر ايستاده ايم. تاريخ دفاع مقدس هوايي اين  مقاومت هوايي را با تعداد سورتي هاي عملياتي نيروي هوايي تا انتهاي جنگ در عمليات مرصاد  و تا كنون نيز به همه عالم نشان داده است.

5-  ما آموختيم اگر در زمان صلح با آموزشهاي رزم هوايي دقيق و سنگين و سرمايه گذاري در تجهيزات مدرن و كارآمد قدرت هوايي خود را سرپا نگاه داريم بهترين سپر دفاعي براي پاسداري از ملت ، منافع ملي  و ارزشهاي انقلاب اسلامي  در عصر نبرد هاي جنگ هوايي خواهيم بود.

6-  ما آموختيم كه چگونه جنگ را در شرايط عدم قطعيت تمام  زاده انقلابي بزرگ در همان ابتدا، همپاي مبارزات امام (ره) و ملت اداره كنيم.

7-  ما جنگ را در عرصه قدرت هوايي بر اساس باورهايمان و اعتقاداتمان جنگيديم نيروي هوايي خود را با  انقلاب و راه امام در 19 بهمن براي هميشه تاريخ  پيوند جاودان داد.

8-  ما جنگ هاي هوايي واقعي را در فضاي حضور عيني و شرايط رزم واقعي پر از تهديد در خاك دشمن و در فضاي كشور خود تمرين كرديم.

9-     در جنگ ، خلبانان ما جنگ با اهداف واقعي دريايي را  مثل عمليات مرواريد آموختند.

10-     ما درجنگ  " جنگ نفت كشها " را تمرين كرديم.

11-     ما در جنگ نحوه "جنگهاي  هوايي شهري" را كه از عمده  محورهاي جنگ هاي آينده است تمرين كرديم

12-     ما گستردگي تاكتيكي خود را هم در عمليات آفندي و هم پدافندي، در شرايط متفاوت صحنه هاي نبرد در سراسر كشور آزموديم .

13-  ما قدرت ايجاد  تاثيرات استراتژيك را درجنگ با عمليات منفرد و تك هوائي تاكتيكي با شهيداني چون  عباس دوران تمرين كرديم و آموختيم .

14-   ما  غافلگيري دشمن را با هماهنگي گسترده چند پايگاهي با ايجاد تاثيرات استراتژيكي با گذر از مرزهاي كشورهاي در گير را در عمليات H3  تمرين كرديم و آموختيم.

15-   ما پايداري و برپا ماندن در جنگ را عليرغم غافلگيري اوليه در دفاع پايگاهي دزفول در سال 59 تمرين كرديم .

16-     ما ايجاد قرار گاههاي سيار و شناور فرماندهي كنترل را با ايجاد قرار گاه رعد در جنگ آموختيم .

17-   ما اعتماد به نفس نبرد هوائي را در بر روي آبهاي خليج فارس در جنگ در خاطره هاي خويش نگاه داشته ايم .

18-      ما تمرين نشستن و فرود هوائي اضطراري در هرجاي و هرزمان بسيار تمرين كرده ايم

19-   ما نگهداري و تسليح هواپيماهايمان را براي پروازهاي متوالي در شب وروز بسيار آزموديم و مجرب گشتيم.

20-   ما  آموختيم كه جنگ ما يك جنگ دائمي و بي انتها است.........(وقاتلوهم حتي لاتكون فتنه و يكون الدين كله لله)

21-   ما توانستيم با تجربه جنگ و نبرد هوايي، قابليت ايجاد شبح قدرت براي بازدارندگي در بعد هوايي افزايش دهيم.

22-   ما با اتكا به دستاوردهاي دفاع مقدس هوايي مي توانيم كه  در جنگ ميزان افزايش هزينه هاي دشمن در برخورد بانيروهاي  مسلح انقلاب اسلامي را به اثبات برسانيم  .

23-   ما قادر به افزايش عدم قطعيت در فضاي نبردهاي آينده به دليل باور و اعتقاد به فرهنگ جهاد وپايداري در عرصه هوا فضا هستيم.

الف)ان الذين قالو ربنا الله ثم استقاموا تتنزيل عليهم الملائكه الا تخافو ولاتحزنوا.......

ب )............اذا لقيتم فئه فاثبتوا وذكروالله كثيراً لعلكم تفلحون( انفال 45)

24-     ما خود كفايي در تجهيزات و آموزش را در نبرد را با دشمنان انقلاب آموختيم.

25-   آموختيم كه  به موازات افزايش فشار ها و سختي هاي دشمنان انقلاب  مقاومت هاي دروني ،پايداري ومقاومت خود را افزايش دهيم.

26-     مبارزه تا سرحد مرگ وتسليم جان  را در نبرد هايمان آموختيم.

27-     قائل شديم كه تاثير محوري را با تكليف مداري همراه كنيم.

28-     آموختيم كه مي توان در پدافند ودفاع  ، حمله كردن را نيز به دشمن تحميل كنيم.

29-     حداكثر استفاده از امكانات ساده ودر دسترس را با خلاقيت انعطاف پذيري همراه كنيم.

30-  در اين دفاع همه جانبه تحت امر مرجعيت مقتدر مسلح  مفهوم نظامي و دفاعي ولايت فقيه را تمرين كرديم

31-     ما بنيان مرصوص را درجنگ عليه دشمنان دين و انقلاب با اراده هاي آهنين خود ساختيم.

بنيان مرصوص يعني : اقتدار دفاع ملي با رهبري ولايت فقيه متكي بر جنگاوران ايماني و فناوري تسليحات

32-     ما  قادريم جنگ ها را براساس دو الگوي ناشناخته ولي بسيار مهم ادامه دهيم:

·         يكي بر اساس اعتقادات  مقدس ديني  و ايماني خود 

·         دوم پايگاه مردمي نيروهاي جنگنده و رزمنده

33-  آموختيم كه چگونه دفاع كردن و رزم را از حوزه نظامي به سطح مردم و توده ها ارتقاء ‌دهيم چرا كه  حذف قدرت نظامي ممكن ولي حذف يك ملت محال است .

34-     در پايان ما آموختيم كه هر كه به خدا تكيه كند و پرواي الهي داشته باشد يرزقه من حيث لايحتسب.....

35-  ما توانمنديها و قابليتهاي ناشناخته اي داريم كه در بروز حوادث واقعي خود را نشان مي دهد و قادريم با ايجاد تهديدات مبهم دشمن را در تنگناي شكست و گريز قرار دهيم.  والسلام

 

 


منابع و ماخذ

1.     حبيبي، نيك بخش(1388)، بررسي قدرت هوايي در جنگهاي معاصر، تهران، دانشگاه هوايي شهيد ستاري، چاپ اول

2.   كوپر، تام و ليام دولين(1999)، تحليل جامع نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران  مترجم آرمان سيداحمدي،  مجله Combat Aircraft 

3.     كيگان، جان (2004) , جنگ عراق مترجم نجله خندق، تهران ،  مركزمطالعات دفاعي وامنيت ملي، چاپ اول 1385

4.     كوردسمن‌، آنتوني‌ و آبراهام‌ واگنر(1988)، تحليل‌ تهاجم‌ عراق به‌ ايران‌ در سال‌  1980، مترجم‌ : ميرسعيد مهاجراني،  مجله‌ سياست‌ دفاعي،‌ شماره‌ 31 ، تابستان‌ 79

5.   گيوهان، والتر(1995)، سيطره زمان، بعد چهارم در جنگ هاي مدرن، مترجم مصطفي ميخبر، تهران، دوره عالي جنگ دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايراننمكي، عليرضا(1389) ، نيروي هوايي در دقاع مقدس، تهران، مركز پژوهشهاي نظري و تحقيقات راهبردي نهاجا، آماده چاپ

6.     نمكي، عليرضا(1389) ، نيروي هوايي در دقاع مقدس، تهران، انتشارات ايران سبز، چاپ اول 1389

 

  


پانوشت­ها:

(1) جان كيگان (2004) , جنگ عراق مترجم نجله خندق، تهران ،  مركزمطالعات دفاعي وامنيت ملي، چاپ اول 1385

(2) همان مدرك

(3) Combat Air Patrol

(4) ر.ك به نمكي، عليرضا(1389) ، نيروي هوايي در دقاع مقدس، تهران، انتشارات ايران سبز، چاپ اول 1389

(5) Red-Alpha

(6) ر.ك به نمكي، عليرضا(1389) ، نيروي هوايي در دقاع مقدس، تهران، انتشارات ايران سبز، چاپ اول 1389

(7) Air Interdiction

(8) Air Supremacy

(9) Air Superiority

(10) Air Parity

(11) آنتوني‌ كوردسمن‌ و آبراهام‌ واگنر، تحليل‌ تهاجم‌ عراِ ق به‌ ايران‌ در سال‌  1980، مترجم‌ : ميرسعيد مهاجراني،  مجله‌ سياست‌ دفاعي،‌ شماره‌ 31 ، تابستان‌ 79

(12) تام كوپر و ليام دولين(1999)، تحليل جامع نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران  مترجم آرمان سيداحمدي،  مجله Combat Aircraft "

(13) آنتوني‌ كوردسمن‌ و آبراهام‌ واگنر، تحليل‌ تهاجم‌ عراِ ق به‌ ايران‌ در سال‌  1980، مترجم‌ : ميرسعيد مهاجراني،  مجله‌ سياست‌ دفاعي،‌ شماره‌ 31 ، تابستان‌ 79

 

 
امتیاز دهی